تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
دانشمند تهى مىماند ؟ ! عبداللَّه گفت : دانشمند امروز آنان كيست ؟ پاسخ گفتند : محمّد بن على بن الحسين بن على . عبداللَّه به همراه تنى چند از بزرگان ياران خويش به سوى امام باقر روانه شد و به مدينه در آمد و از امام باقر اذن ورود خواست . به ان حضرت عرض شد اين عبداللَّه بن نافع است . امام فرمود : او را با من چه كار كه هر روز ، در صبح و شام از من و پدرم ، بيزارى مىجويد ؟ ابو بصير كوفى به آن‌حضرت عرض كرد : فدايت شوم او ادعا مىكند كه اگر بداند كسى در زمين وجود دارد كه با وى بر سر اين نكته بحث كند كه على نهروانيان را كشت و در اين خصوص مرتكب ستمى نشده هر آينه به سوى او مىشتابد . امام باقر به ابو بصير گفت : آيا فكر مىكنى كه او به قصد مناظره آمده است ؟ ابو بصير عرض كرد : آرى . امام فرمود : اى غلام برو بار او را بر زمين گذار و به وى بگو كه فردا نزد ما بيايد . چون صبح روز بعد فرا رسيد ، عبداللَّه بن نافع به همراه بزرگان يارانش آمدند . ابو جعفر نيز در پى فرزندان مهاجران ، و انصار فرستاد و آنان را جمع كرد . سپس خود به سوى مردم رفت ، گويى پاره‌اى از ماه بود . آن‌حضرت به سخنرانى ايستاد . خداى را ، ستود و بر پيامبرش صلى الله عليه و آله درود فرستاد و آنگاه فرمود : سپاس خدا را كه ما را به نبوّت گرامى داشت و به دوستى خويش اختصاص داد . اى فرزندان مهاجران و انصار هر كه منقبتى از على بن ابى طالب به ياد دارد ، برخيزد و بگويد . مردم برخاستند و مناقب آن‌حضرت را بر شمردند . عبداللَّه گفت : من نيز اين مناقب را از اين مردم روايت مىكنم ، امّا من از كفر على پس از تعيين حكمين سخن مىگويم . صحبت تا آنجا ادامه يافت كه به حديث خيبر رسيدند . يعنى
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 535 | شريعت / السيد محمد تقي المدرسي