به جايى برند ؟ هرگز ! پس اينان به كدام دليل از خدايى كه اين نور را به بشر بخشيده ، بعيد مىدانند كه آن را براى برخى از بندگان برگزيدهاش چند برابر كند ؟ !
بنابر اين در مىيابيم كه وحى و الهام در چهار چوب سنّتهاى جارى خداوند در ميان مردم جاى دارد و عقل هم آنها را مىپذيرد و دل بدانها آرام مىگيرد .
علم امامان اهل بيت عليهم السلام نيز در دايرهء همين سنّتهاست . علم اينان يا از وحى سر چشمه مىگيرد و يا از الهام .
علم ائمه عليهم السلام از راههاى زير با وحى ارتباط پيدا مىكند :
اولًا : از كتاب خدا ( قرآن كريم ) و تدّبر در آيات و تأويل آنها بر حقايق و واقعيات . آيا مگر علوم گذشته و آينده و تفصيل آنچه كه در زمان حال جريان دارد در كتاب خداوند نيامده است ؟ و راستى چه كسانى به قرآن سزاوارتر از كسانى هستند كه قرآن در خانههايشان فرود آمده است و علم و دانش آن را از روز نخست با شير مادر نوشيدهاند ؟ امامان بسيار سخت شيفتهء قرآن بودند و آن را فراوان پاس مىداشتند . در هر سه روز و چه بسا گاه در يك روز همهء آن را مىخواندند و همواره مىگفتند كه در هر دوره كردن قرآن ، از دانش جديدى بهرهمند مىگردند . حتّى آنان از طريق خواندن آيات كريمهء قرآن از آفاق گوناگون نيز آگاهى مىيافتند . در حديثى كه از امام صادق عليه السلام روايت شده ، آمده است .
« بهخدا سوگند من آنچه را كه در آسمانها و زمين و آنچه را كه در دنيا و آخرت است ، همه را مىدانم » و چون ديد كه حالت برخى ، از شنيدن اين سخن دگرگون شد ، خطاب به بكير بن اعين فرمود : « اى بكير من اين علوم را از كتاب خداوند تعالى آموختم كه خود مىفرمايد :
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 528
مساهمون: شريعت
ص٥٢٨