حديث آمده است :
« العلم نور يقذفه اللَّه فى قلب من يشاء » « 1 » .
به نظر مىرسد كه برخى از مردم در وجود چنين علمى نزد پيامبران و امامان و گروهى از فقهاى امّت ترديد مىكنند و بدين سخنان خداوند استناد مىجويند كه :
وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَايَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ « 2 » .
« وكليدهاى غيب پيش او ( خدا ) است كه كسى جز او از آنها آگاهى ندارد . »
و : قُل لَّا يَعْلَمُ مَن فِي السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ « 3 » .
« بگو در آسمانها و زمين ، هيچ كس جز خداوند غيب نمىداند . »
در حقيقت اگر مقصود اينان آن باشد كه انسان به عنوان انسان نمىتواند بر غيب آگاهى يابد ، بى ترديد حق به جانب ايشان است ، امّا اگر آنان بخواهند بگويند كه خداوند نمىتواند به برخى از انسانها ، غيب را بياموزد پاسخ خواهيم داد كه :
چنين نيست بلكه خداوند بر انجام اين كار تواناست . مگر هر يك از ما تا اندازهاى به آينده علم نداريم . به عنوان مثال مگر ما نمىدانيم كه روزى خواهيم مرد و يا مگر نمىدانيم كه قيامت بر پا خواهد شد و خداوند مردگان را بر خواهد انگيخت و خورشيد فردا طلوع خواهد كرد و امروز نيز بالاخره در پس كوههاى مغرب فرو مىرود ؟ اين معارف و دهها دانش ديگر مربوط به آينده ، بيش از نيمى از اطلاعات ما را تشكيل مىدهند و پايهء علم و هدف اساسى علم مىباشند .
هامش
( 1 ) - علم نورى است كه خداوند در قلب هر كه خواهد ، بيفكند .
( 2 ) - سورهء انعام ، آيهء 59 .
( 3 ) - سورهء نمل ، آيهء 65 .