توحيد را بر مىافراشت و با دعا و نيايش حيات جامعهء مسلمانان و بويژه جامعهء مكتبى پيرو خط اهل بيت عليهم السلام را سر و سامان مىداد .
امّا امروز اين شالودهء توحيدى استوار شده است و امام باقر عليه السلام مىآيد تا قلّه معارف را بر آن بنياد نهد و پس از وى امام صادق عليه السلام با بيان بسيارى از مسائل حكمت الهى و تفسير و فقه اين بنياد را تكميل مىكند .
معارفى كه امام باقر در راه نشر و گسترش آن مىكوشيد ، چه بودند و آنحضرت چگونه توانست راهى به سوى آنها باز كند ؟
گاه در راه علم مىتوان از تجارب جزئى به قواعد عمومى دست يافت و گاه نيز مىتوان از اين قواعد عمومى راهى به جزئيات باز كرد . اگر راه نخست ، شيوه عموم مردم در رسيدن به علم است ، راه دوّم نيز ، راه علم پيامبران و جانشينان مرتبط با وحى آنان است .
از اين روست كه در يكى از كلمات قصار آمده است :
« علم نقطهاى است كه نادانان آن را گسترش دادهاند » .
ظاهراً اساس علم پيامبر و جانشينان معصوم آنحضرت ، قرآنى است كه با حديث نبوّى تفسير شده است ، امّا اساس حقيقى علم آنان نور عقلى است كه با ايمان و الهام در قلوب خدا شناسان شعله مىگيرد . اين همان عقلى است كه به مردم ، اندكى از آن اعطا شده و در عوض خداوند پيامبران و جانشينان آنها را از آن كاملًا بهرهمند ساخته است .
در واقع درخشش نور عقل نزد انسانها و تجلّى آن در معارف اوّليهاى كه هر شخصى آن را مىداند و در ارزشهايى كه مردم در ميان خود حاكم گردانيدهاند و در پرتو افشانيها و روشنگرايهايى كه فقط نزد گروهى از مردم يافت مىشود و آنان را به نوابغ و سران و بزرگان تبديل مىكند و . . . ما را به معنى علم تكوينى كه پروردگار در قلب اولياى برگزيدهء خويش افكنده است ، رهنمون مىشود . در
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 522
مساهمون: شريعت
ص٥٢٢