تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
حديث را برايم باز گفت هنگامى كه او از دنيا رفت ، نيكوكار و بدكار بر جنازه‌اش حاضر شدند و خوش‌كردار و تباهكار او را ستودند . همه جنازهء او را تشييع كردند تا آنكه بر زمين گذارده شد . من گفتم : اگر روزى از روزگار بايد دو ركعت نماز واقعى بخوانم ، همين امروز است . جز يك مرد و يك زن كس ديگرى باقى نمانده بود . سپس آن دو به سوى جنازه رفتند و من شتابان نماز گزاردم . پس صداى تكبيرى از آسمان آمد و تكبيرى از زمين پاسخش گفت . باز تكبيرى از آسمان آمد و تكبيرى از زمين جوابش داد من فريادى كشيدم و به صورت بر زمين افتادم . آن كه در آسمان بود ، هفت تكبير بگفت و آن كه در زمين بود نيز هفت تكبير سر داد و بر على بن الحسين درود فرستاد . مردم به مسجد آمدند ، امّا من نتوانستم دو ركعت نماز به جاى آورم و بر جنازهء على بن الحسين نماز بگزارم . گفتم : اى سعيد اگر من جاى تو مىبودم جز نماز بر على بن الحسين چيزى ديگر انتخاب نمىكردم . اين همان زيان آشكار است . سعيد گريست و سپس گفت : من تنها قصد خير داشتم ، اى كاش بر او نماز مىگزاردم ! چرا كه ديگر همانند او ديده نمىشود . « 1 »
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 46 ، ص 149 - 150 .