هزار نفر در ركاب آنحضرت بودند . پس چون به « سقيا » رسيديم ، فرود آمد و نماز گزارد و سجدهء شكرى به جاى آورد . . .
در روايت زهرى از سعيد بن مسيب نقل شده است كه سعيد گفت : مردم از مكّه بيرون نمىشدند تا آنكه على بن الحسين ، سيد العابدين عليه السلام ، بيرون آيد . پس آنحضرت از مكّه خارج شد من نيز با وى بودم . او در يكى از منازل بين راه فرود آمد و دو ركعت نماز گزارد و در سجودش تسبيح گفت . پس هيچ درخت و كلوخى نماند جز آنكه همراه با حضرتش خداى را تسبيح مىكردند . ما از تعجب ، فرياد سر داديم . آنحضرت سر خود را بالا آورد و پرسيد : اى سعيد آيا فرياد سر مىدهى ؟ ! گفتم : بلى اى فرزند رسول خدا . آنگاه آنحضرت فرمود :
اين تسبيح اعظم است . پدرم از جدّم و او از رسول خدا صلى الله عليه و آله برايم روايت كرد كه فرمود :
با اين تسبيح ، هيچ گناهى بر جاى نمىماند . گفتم : اين تسبيح را به ما نيز بياموز .
در روايت على بن زيد از سعيد بن مسيب آمده است كه آنحضرت در سجودش تسبيح گفت . پس هيچ درخت و كلوخى در گردا گرد آنحضرت نبود مگر آنكه به همان تسبيح امام سجّاد عليه السلام مترنّم بودند . من و اصحابم از ديدن اين صحنه به شگفت افتاده بانگ سر داديم .
سپس امام فرمود : « اى سعيد ! زمانى كه خداوند متعال جبرئيل را آفريد ، اين تسبيح را به دو الهام فرمود . پس آسمانها و هر كه در آنها بود با اين تسبيح اعظم وى را تسبيح گفتند و اين اسم اكبر خداى عزّوجل است . اى سعيد ! پدرم حسين از پدرش از رسول خدا صلى الله عليه و آله از جبرئيل از خداوند جلّ جلاله نقل كرده است كه فرمود : هيچ بندهاى از بندگانم به من ايمان نياورد و تو را تصديق نكرد و در مسجدت دو ركعت نماز ، به دور از چشم مردم نگزارد جز آنكه تمام گناهان گذشته وآينده او را بيامرزيدم » .
از اين روست كه من نمونهاى بهتر از على بن الحسين نديدم . چه ، او اين
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 515
مساهمون: شريعت
ص٥١٥