الف - نخستين و بزرگترين ابزار تبليغاتى ، آشكار ساختن بُعد تراژديك و فاجعه آميز واقعه كربلا بود ، تا اين حادثه در عمق وجود نسلهاى آينده ، جاويد ماند و شعلهاى افروخته در دل مؤمنان باشد تا انگيزههاى خير و فضيلت را در آنان جان بخشد و آنها را به جهاد و ايثار فرا خواند تا آنجا كه با گذشت قرنهاى متمادى باز هم بگويند : « اى كاش ما نيز همراه تو بوديم تا به اين پيروزى بزرگ نايل مىآمديم » . وهمواره سربازى فداكار در راه خدا باشند تا عاشوراى كربلا يك بار ديگر تكرار نشود . يا اگر هم به وقوع پيوست در آن شركت فعال داشته باشند و از حق با تمام نيرو دفاع نمايند .
از اين روست كه مىبينيم امام زين العابدين را يكى از « پنج گريهكنندگان » « 1 » جهان دانسته و او را در شمار آدم و يعقوب و يوسف و فاطمه دختر پيامبر صلى الله عليه و آله ذكر كردهاند .
آنحضرت سى و سه سال پس از فاجعه كربلا همچنان مىگريست . خوراكى پيش رويش نمىنهادند جز آنكه اشك راه گلويش را مىبست و مىگفت : فرزند دخت رسول خدا را گرسنه كشتند . چون برايش آب مىبردند اشكش سرازير مىشد و مىفرمود : فرزند دختر رسول خدا را لب تشنه از پاى در آوردند .
چون قصابى را كه در حال سر بريدن گوسفند مىديد از وى مىپرسيد كه آيا گوسفند را آب داده است ؟ آنگاه مىگريست و مىفرمود : نوهء رسول خدا را در حالى كه در كنار رود فرات بود ، تشنه به قتل رساندند .
گريهء او دل دوستداران و اهل بيتش را به درد مىآورد .
روزى يكى از دوستدارانش به آنحضرت عرض كرد : اى پسر رسول خدا فدايت گردم من مىترسم كه شما از بين برويد ! فرمود : من از اندوه و غم
هامش
( 1 ) - البكّائون الخمسة .