سخن رسول خدا اولين و آخرين ميزان و مقياس براى حركت در منطق ياران امام حسين بود . زيرا آنان هدفى جز رسيدن به خشنودى خدا نداشتند و هيچ گاه خشنودى خداوند به نافرمانى او منجر نمىشود و نمىتوان با انجام معصيّت ، مدعى اطاعت از خداوند شد .
امّا اوضاع واژگون شد و مسلم به شهادت رسيد . امام حسين عليه السلام در راه آمدن به كوفه خبر شهادت مسلم را دريافت كرد . حال آن كه آنحضرت در آن شرايط به يارانى نياز داشت كه او را يارى رسانند و كمكش كنند . چرا كه پيشاروى امام شهر كوفه بود كه از يارى وى دست كشيده بود و در پشتش مكّه بود كه مخالفان امام اعمّ از ياران بنىاميّه و ديگران در آن گرد آمده بودند . در برابر اين همه مخالفت تنها در حدود هزار نفر با امام حسين عليه السلام بودند و شرايط اقتضا مىكرد كه آنحضرت به هر وسيلهاى كه شده همين تعداد ياران خود را نيز از دست ندهد .
امّا آنحضرت موضوع را بصراحت با ياران خود در ميان گذارد و به آنان گفت كه حكومتش در كوفه ساقط شده و به موقعيّت دشوارى گرفتار آمده است و هر كس كه بخواهد مىتواند از اين سپاه جدا بشود و به راه خود رود . به خطبه امام پس از سقوط كوفه توجه كنيد :
« اى مردم ! من با اين تصور كه مردم عراق با من هستند شما را گرد آوردم و اينك گزارشى دردناك از پسر عمويم به من رسيده كه دلالت بر اين دارد كه شيعيان ما از يارى ما دست برداشتهاند . پس هر كس از شما كه بر جنگ شمشيرها و تيزى نيزهها صبر مىكند با ما همراه شود و گرنه باز گردد » . « 1 »
هدف امام حسين عليه السلام از قيامش جز خدا نبود براى همين چنان عمل مىكرد كه خداوند مىخواست ، صريح و واضح و بدون مكر و نيرنگ .
هامش
( 1 ) - بلاغة الإمام الحسين ، ص 69 .