مقدّس و محترم به شمار مىآمد . اين طرز انديشه كاملًا شبيه تفكّر جاهلانهاى بود كه از مغزهاى خالى و پوشالى آنان تراويده بود .
هنگامى كه با رويدادهايى كه از اواخر روزگار خلافت عثمان تا به روى كار آمدن دولت عبّاسيان همراه شويم ، در خواهيم يافت كه بهترين و صحيح ترين تفسير براى روشن كردن روند اين رويدادها همان سخن ابو سفيان و اعتقاد وى و پيروان اوست .
جنگهايى كه در عصر خلافت امام على عليه السلام به وقوع پيوست و حرمتهايى كه در دوران حكومت معاويه ناديده گرفته شد و حملههايى كه در روزگار حكومت يزيد روى داد و نبردها و جنگهاى ديگرى كه در دوران حكومت ساير خلفاى اموى صورت پذيرفت ، همه و همه بر مبناى همين اصل و براى تحقّق بخشيدن به اين نقشه قديمى و كهنه به اجرا در آمد .
حزب اموى جز به غارت اموال و تشكيل سلطنت و به بندگى گرفتن تمام مردم ، آن هم به هر وسيله نمىانديشيد . بنابر اين هر كس بخواهد رخدادهاى سياسى را در اين برههء طولانى از اين حقيقت آشكار ( سخن ابو سفيان ) جدا كند در حقيقت معلول را از علّت و مسبّب را از سبب خويش جدا كرده است .
حق موروثى
بدين گونه بود كه حزب اموى از همان روز كه عثمان كه به خلافت راه يافت خواست آن را حق شخصى و موروثى از آن خود جلوه دهد . امّا مسلمانان با بيدارى خويش و هشدار برخى از صحابهء بزرگ رسول اكرم صلى الله عليه و آله همچون ابوذر غفارى و عمرو بن حمق ، اين توطئه را به خوبى احساس كردند و آتش انقلابى را بر افروختند كه كاخ و آمال و آرزوهاى بنى اميّه را در هم كوفت و رؤياهاى شيرين آنان را كه بر پايه خلافت عثمان بنا شده بود ، تيره و تار ساخت .
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 427
مساهمون: شريعت
ص٤٢٧