گشته بود :
يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ وَإِن لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ . . . « 1 » .
« اى پيامبر ! آنچه را كه از پروردگارت بر تو فرود آمده تبليغ كن و اگر نكنى رسالت خود را ابلاغ نكردهاى و خداوند تو را از مردم در امان مى دارد . »
سپس پيامبر درميان مردم براى سخنرانى به پا خاست و در آغاز سخنانش فرمود : اى مردم دور نيست كه از جانب خدا فرا خوانده شوم پس او را پاسخ گويم ، آنگاه افزود :
من درميان شما دو چيز گرانبها برجاى مىگذارم . كتاب خدا و عترتم ، اهل بيتم را . پس بنگريد كه چگونه با آن دو رفتار مىكنيد . اين دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا بر حوض بر من وارد شوند » .
سپس دست على را گرفت و بالا برد و فرمود :
آيا من از خود مؤمنان نسبت به آنان اولىتر نيستم ؟
مسلمانان گفتند : چرا اى رسول خدا !
پس فرمود :
هركس كه من مولاى اويم على هم مولاى اوست . خداوندا ، با دوستدار او دوستى و با دشمن او دشمنى فرماى .
آنگاه پيامبر ، چادرى به على اختصاص داد و به مسلمانان فرمود كه دسته دسته بر على وارد شوند و بر او به عنوان امير المؤمنين سلام گويند . هريك از مسلمانان ، حتّى كسانى كه همسرانشان و يا زنان مسلمانان به همراه آنان بودند ، فرمان پيامبر صلى الله عليه و آله را گردن نهادند .
سپس خداوند تعالى بر پيامبرش آيهاى فرستاد كه بيانگر پايان وحى بر
هامش
( 1 ) - سورهء مائده ، آيهء 67 .