كاملترين لوازم و عظيم ترين هيأت آماده شده بودند . غرض متوكّل اين بود كه قيام كنندگان را تهديد كند و بيشتر از ناحيهء امام هادى نگران بود كه مبادا برخى از كسانش را به قيام فرمان دهد . حضرت هادى به متوكّل فرمود :
آيا مىخواهى من هم سپاه خود را بر تو عرضه دارم ؟ متوكّل پاسخ داد :
آرى . امام دعايى كرد ، ناگهان ميان آسمان و زمين از خاور تا باختر از فرشتگان مسلّح پر شد . خليفه از ديدن اين منظره از حال رفت چون به هوش آمد حضرت به او فرمود : ما در امور دنيوى با شما نمىستيزيم زيرا به كار آخرت مشغوليم پس از آنچه در بارهء من گمان كردى ، بيمناك مباش . « 1 »
بخشش و سخاوت امام
امام هادى عليه السلام از خاندانىاست كهاحسان عادتآنها و كرم وبزرگوارى ، خوى ايشان است .
در تاريخ نوشتهاند :
ابو عمرو عثمان بن سعيد و احمد بن اسحاق اشعرى و على بن جعفر همدانى بر امام هادى عليه السلام وارد شدند . احمد بن اسحاق از وامى كه بر عهده داشت زبان به شكايت گشود پس فرمود : اى ابو عمرو ( وى وكيل امام بود ) به احمد بن اسحاق 30 هزار دينار و به على بن جعفر 30 هزار دينار
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 50 ، ص 155 - 156 .