« توسد الصبر ، واعتنق الفقر ، وارفض الشهوات ، وخالف الهوى ، و اعلم أنّك لن تخلو من عين اللَّه فانظر كيف تكون » .
« بر صبر تكيه كن و فقر را در آغوش گير و شهوتها را دور كن و با هواى نفس به ستيز برخيز و بدان كه در برابر ديدهء خداوندى و بنگر كه چگونهاى ؟ » « 1 »
ه - منم محمّد . . .
روايت شده است كه امام جواد را پس از شهادت پدر بزرگوارش به مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله آوردند . او كه در آن هنگام هنوز در سنين طفوليّت به سر مىبرد ، به سوى منبر رو كرد و يك پله از آن بالا رفت و آنگاه به سخن در آمد و گفت : « منم محمّد پسر رضا ! منم جواد ! منم دانا به نسبهاى مردم در صلبها ! من به ضماير و ظواهر شما و آنچه به سوى آن روانه ايد آگاهم ! علمى كه پيش از آنكه خداوند مخلوقات را بيافريند به ما ارزانى داشته و تا پس از فناى آسمانها و زمينها نيز باقى است . اگر غلبه اهل باطل و حكومت گمراهان و هجوم اهل شك نبود ، هر آينه سخنى مىگفتم كه پيشينيان و آيندگان از آن به شگفت مىآمدند » ! آنگاه دست شريف خويش را بر دهانش گذارد و گفت : « اى محمّد خاموش شو همچنان كه پدرانت پيش از اين خاموشى گزيدند » .
هامش
( 1 ) - تمام روايات اين قسمت از تحف العقول اقتباس و نقل شده است .