اين جريانها بر فكر و انديشه تكيه داشتند و به نظريات فرهنگى و علمى مسلّح بودند . در مقدّمه جريانها بايد از جريان علوى ياد كرد . اين جريان علاوه بر رهبرى مردم در مسائل فكرى ، رهبرى مخالفتهاى سياسى را نيز در دست داشت . حزب عبّاسى كه در خلاء فكرى كُشندهاى به سرمىبرد چارهاى جز اين نيافت كه در صدد كاوش از منابع فكرى خارجى برآيد و بر همين اساس بود كه نهضت ترجمه را نيرو بخشيد و پيش از پرداختن به كتابهاى علمى به ترجمه كتابهاى فلسفى توجّه كرد . اين حركت موجب اضطراب فكرى و آشفتگى فرهنگى امّت اسلامى شد و وحدت امّت را با خطر روبهرو ساخت . عواملمتعددى در پديدآوردناينخطر نقش داشتند :
اوّلًا : دور نگهداشتن متفكران از مسائل و مشكلات سياسى .
ثانياً : ازدياد نافرمانىهاى سياسى و جنگهاى داخلى كه طبعاً امّت را به نگرانى فكرى بيشتر مىكشانيد .
ثالثاً : وجود جريانهاى ناآشنا كه هدف آنها تباه كردن فرهنگ جامعه و مبارزه با اسلام به نام اسلام بود . اين امر از طريق حركتهاى سياسى مرتبط با كفّار تغذيه مىشد .
در دوران خلافت مأمون ، اين اضطراب فكرى به اوج خود رسيد و همين مسأله موجب شد تا امام رضا عليه السلام عهدهدار برخورد با آن شود .
انتقال آنحضرت به پايتخت ديار اسلام و پذيرفتن ولايتعهدى مأمون ، باعث شد كه وى در متن برخوردهاى فكرى قرار بگيرد .
امام رضا با ارباب ملل ومذاهب گوناگون ، مناظرههاى بسيارى ترتيب
هدايتگران راه نور ، زندگانى ثامن الائمه امام علي بن موسى الرضا (ع) (فارسى) — صفحة 36
مساهمون: شريعت
ص٣٦