دست آورده بود ، فراهم مى آورد .
شكّ وترديد مخالفان با ديدن اين نامه برانگيخته شد و موجب گشت تا دوباره به سوى عثمان باز گردند و از او خواستار شوند فوراً واليان را از كاربركنار دارد يا آنكه خود از مقام خلافت استعفا دهد . عثمان در مقابل ، نوشتن نامه را انكار وادعا كرد كه اين نامه توطئهاى عليه او بوده است .
اگرچه بعيد هم نيست كه عوامل بنى اميّه در خانه عثمان ، اين نامه را به اسم وى نگاشته باشند تا بدين ترتيب نسبت به او ايجاد شكّ وترديد كنند . بدينسان كه فتنهاى بزرگ پديد آمد . « 1 »
طوفان هرج ومرج وآشوب وزيدن گرفت وشورشيان بر مدينه تسلّط يافتند . على عليه السلام پس از فرو نشستن شعلههاى اين فتنه و كشته شدن عثمان اين واقعه را در دو كلمه خلاصه كرد :
« اگر به كشته شدن عثمان فرمان مىدادم ، جزو قاتلان و اگر از كشته شدن او ممانعت مىكردم ، يار و ياور او تلقّى مىشدم » .
ونيز افزود :
« من سبب كشته شدن او را براى شما بيان مىكنم : عثمان خلافت را به انحصار خود در آورد و در آن استبداد به خرج داد و بد كرد كه چنين امرى را برگزيد و در آن استبداد به كار برد وشما نيز بى تابى مىكرديد . پس شما در اين بىتابى بد كرديد وخداى را حكم ثابتاست دربارهء كسى كه استبداد
هامش
( 1 ) - سيرة الأئمّة الاثنى عشر ، ج 1 ، ص 423 - 425 ، به نقل از تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 112 .