به خرج داد و خود سرى كرد و كسى كه در كشتن او بى تابى نمود » . « 1 »
مىتوان فرمايش حضرت را چنين تفسير كرد كه حكم خداوند در بارهء كسى كه استبداد وخودسرى به خرج داد آن بود كه از اريكهء قدرت به زير كشيده شد و در بسترش به قتل رسيد و حكم وى در بارهء كسى كه بى تابى كرد مثل آن بود كه ميوهاى را پيش از رسيدنش چيده باشد كه طبعاً خوردن چنين ميوهاى نمى تواند براى او گوارا و لذّت بخش باشد .
بدين گونه حزب اموى بيش از شورشگران از كشته شدن عثمان بهره بردارى كرد . به طورى كه حتّى كسانى كه همواره مردم رابه شورش عليه عثمان ترغيب مى كردند ، خود را از اين ماجرا كنار كشيدند . عايشه ، ام المؤمنين ، كه همواره فرياد مىزد : نعثل - عثمان - را بكشيد كه او كافر شده است ، اينك در صف خونخواهان عثمان جاى گرفته بود . طلحه وزبير نيز كه هر دو عليه عثمان تبليغات به راه مى انداختند و سپاهيانى براى جنگيدن با او گرد مىآوردند اكنون به عنوان هواخواه عثمان ، در صدد انتقام از قاتلان وى بر آمده بودند وعمروبن عاص هم كه حتّى چوپانان را عليه عثمان مى شورانيد ، پس از كشته شدن وى به جمع كسانى پيوست كه ادعاى خونخواهى عثمان را داشتند .
در صورتى كه اگر آنان همگى به نصايح امام على عليه السلام گوش مىسپردند ، خلافت بدون هيچ خونريزى وآشوب در جايگاه خود آرام و قرار مىيافت .
هامش
( 1 ) - في رحاب أئمّة اهل البيت ، ص 348 .