تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب (ع) (فارسى) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
امير مؤمنان عليه السلام به او فرمود : « مردم به دادگرى توبيش ازبه قتل رساندنت نيازمندند و من اين جماعت را مىبينم كه جز به راضى شدن خودشان ، خشنود نمى گردند . من بار اوّل بديشان قول دادم كه تو از تمام آنچه كه موجبات نارضايتى ايشان را فراهم ساخته‌اى ، باز گردى . پس آنان را از تو دور و حقشان را مىدهم » . عثمان گفت : تو را به خدا سوگند هم اينك حق آنان را بده . به خدا قسم من به هر چه كه تو بگويى عمل مى كنم . على عليه السلام به سوى مردم رفت وفرمود : « اى مردم ! شما درپى حق خويش آمده‌ايد واينك از آن برخوردار گشته‌ايد . عثمان سخنان شما را در بارهء خود واطرفيانش قبول دارد و از تمام آنچه كه شما ناخوش مىداريد ، باز مى گردد » . مردم گفتار امام را پذيرفتند وتصديق كردند . امّا گفتند : ما اين سخنان را مىپذيريم امّا براى ما از او پيمانى بگير . به خدا قسم ما تنها به سخن بدون عمل راضى نمىشويم . على عليه السلام فرمود : اين پيمان را براى شما خواهم گرفت . اين روايت چنين ادامه مىيابد كه پس از انعقاد اين معاهده ، نامه‌اى كه از سوى خليفه سوّم ممهور به مُهر خود و خطاب به كار گزارانش بود نگاشته و از خانهء خليفه خارج شد . عثمان در اين نامه كارگزارانش را به كمك خود و كشتن سران مخالفان فرا خوانده بود و به آنان گفته بود كه خود را آمادهء جنگ مىكند ولشكرى بزرگ از بردگان كه از راه خمس به