ندارى و در جنگها كارى شايان ذكر نكردهاى . تو در اين امر چونان شيطانى هنگامى كه به انسان گفت : كفر بورز و وقتى كه انسان كفر ورزيد ، گفت :
من از تو بيزارم و من از خداوند كه پروردگار جهانيان است ، مىترسم . پس فرجام اين دو آن شد كه به دوزخ درافتند و در آن جاودان بمانند و اين مجازات ستمگران است » .
عمر متحيّر و اندوهگين ماند و خالد بن سعيد بر جاى خود نشست .
آنگاه سلمان فارسى « 1 » به پا خاست و گفت : كرديد و نكرديد و ندانيد -
1 - ابن ابىالحديد در شرح نهجالبلاغه ج 2 ، ص 17 از ابوبكر احمد بن عبدالعزيز جوهرى به اسناد خود از مغيره نقل كرده است كه گفت :
« سلمان و زبير و عدّهاى از انصار دوست داشتند پس از وفات پيامبر با على بيعت كنند . امّا هنگامى كه مردم با ابوبكر بيعت كردند ، سلمان به صحابه گفت : به هدف زديد امّا در انتخاب معدن خطا كرديد . و در روايت ديگر آمده است :
در انتخاب پيرترينتان درست عمل كرديد امّا در حق اهل بيت پيامبرتان به خطا افتاديد . اگر اين خلافت را درميان آنان قرار داديد ، ميان دو تن از شما خلافى دربر نمىگرفت و زندگى فراخ و پرنعمتى مىداشتيد . »
ابن ابى الحديد گويد :
« اين خبرى را كه متكلمان در بحث امامت از سلمان نقل كردهاند كه گفت : كرديد و نكرديد ، شيعه اين گونه تفسير مىكند كه خواستيد درست عمل كنيد امّا نتوانستيد امّا ياران ما ( معتزله ) سخن سلمان را چنين تفسير مىكنند كه خطا كرديد و به هدف زديد . »
سيّد مرتضى در شافى ص 401 گويد :
« اگر بگويند از سلمان فارسى نقل كردهاند كه گفت : « كرديد و نكرديد » و اين خبر قطعى نيست ، پاسخ خواهيم داد كه اگر خبر مربوط به سقيفه و اقوالى كه در ل
هامش
( 1 )