على از من و من از اويم . هر كه ولايت على را پذيرفت ، ولايت مرا پذيرفته است .
عشق به على نعمت و پيروى از او فضليت است . فرشتگان به او نزديك و جنهاى نيكوكار گرد او را فرا گرفتهاند . پس از من كسى گرامى تر از او در عزّت و افتخار و آيين بر زمين گام نمىنهد . او خشن و بى بند و بار و لجوج نبود . زمين او را حمل كرد و گرامىاش داشت . پس از من از شكم هيچ زنى ، كسى به بزرگى او زاده نشد . در منزلى فرود نيامد مگر آنكه خجسته و فرخنده بود .
خداوند حكمت را به روى فرو فرستاد و جامهء فهم بر او پوشانيد .
فرشتگان با وى همنشين بودند كه او نمىديدشان و اگر قرار بود پس از من به كسى وحى شود بهعلى وحى مىشد . خداوند مجالس را بهعلى مىآراست و لشكرها را به دو گرامى مىداشت . شهرها را به دو رونق مىبخشيد و سپاهيان را به واسطهء او عزّت ارزانى مىداشت . مَثَل او همچون خانهء خداست كه زيارت مىشود امّا زيارت نمىكند و مَثَل او مانند ماه است كه چون تابش گيرد ، سياهى را به نور خويش روشن مىكند و مَثَل او چونان خورشيد است كه چون بتابد دنيا را پر فروغ گرداند . خداوند او را در قرآنش توصيف كرده و به آياتش ستوده است . در قرآن آثار منزلتهايش بيان شدهاست . پساو به گاهزنده بودن بزرگوار و به گاه مرگ شهيد است » . « 1 »
ابوذر غفارى گويد : روزى از روزها در برابر رسول خدا صلى الله عليه و آله ، نشسته
هامش
( 1 ) - امالى صدوق ، ص 706 .