جملهء ناراضيان بود . پس به امام عرض كرد :
اى اميرمؤمنان چگونه است كه ما مىبينيم نافرمانان و فرمانبرداران و اهل تفرقه و اهل جماعت ، نزد صاحبان عقل و معادن فضل در مجازات يكسانند ؟ ! تا جايى كه عمل تو با برادرم حارث ( نجاشى ) موجب شد تا دلهاى ما از خشم لبريز و كار ما پريشان و ما را به راهى بكشاند كه عاقبت راهيان آن آتش دوزخ باشد . ( مقصود آن است كه ما را به پيروى از معاويه وامىدارد ) .
على عليه السلام در پاسخ به او گفت : « اين امر جز بر فروتنان ، گران است . اى برادر بنى فهد ! آيا نجاشى غير از مسلمانى است كه حرمتى از حرمتهاى الهى را دريده است ؟ پس ما بر او حد جارى كرديم تا موجب پاكى و تطهير او شود .
اى برادر بنى فهد ! هر كس مرتكب گناهى شود كه بر او اقامه حد واجب باشد و او را حد زنند اين حد كفّارهء گناه اوست .
اى برادر بنىفهد ! خداوند عزوجل در كتاب بزرگش ، قرآن ؛ مىفرمايد :
« و البته نبايد عداوت گروهى شما را بر آن دارد كه از طريق عدل بيرون رويد . عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديكتر است » . « 1 »
ديدگاه آنحضرت به عدل و برابرى ملهم از مركز وحى و روح مكتب بود . اين ديدگاهها در مواضع آنحضرت و نيز در تربيت كارگزارانش باز تاب يافته است . آنچه ذيلًا مىآيد سفارشهاى آنحضرت به مالك اشتر ،
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 41 ، ص 10 .