چند ساعت همهء آنها را كشتند . « 1 »
امام عليه السلام در ميان گشته شدگان پيكر شخصى را به نام مخرج ، معروف به ذوالثديه ( داراى پستان ) جستجو مىكرد . چون پس از كاوش بسيار جنازهء او را يافت ، نداى تكبير سر داد و يارانش هم تكبير گفتند . آيا مىدانيد براى چه ؟ ! زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله آنحضرت را از آشوب اين گروه تندرو آگاهى داده و در علامت آنان وجود چنين شخصى را در ميان آنان ذكر كرده بود .
در اين روايت آمده است : چون رسول خدا از جنگ حنين بازگشت ، به تقسيم غنايم پرداخت در اين هنگام مردى از بنى تميم به نام خويعه برخاست و به آنحضرت گفت : محمّد ! غنايم را به عدالت تقسيم كن .
پيامبر فرمود : من به عدالت تقسيم كردم . آنمرد تميمى براى بار دوّم وسوّم نيز بر پا خاست و همچنان سخن خود را تكرار كرد . آنگاه پيامبر فرمود :
« به زودى از نسل اين مرد ، قومى خواهند آمد كه پاى از دين فراتر نهند چنان كه تير از كمان فراتر رود . آنان به هنگام تفرقه و جدايى مردم از يكديگرخروج خواهند كرد . نماز شما در كنار نماز آنان كوچك مىنمايد .
قرآن مىخوانند امّا از گردنهاى آنان بالاتر نمىآيد . ميان آنان مردى است سياه بادستان باز كه يكىاز آنها گويى پستان زنى است . و در روايت عايشه آمده است كه پيامبر فرمود : آن مرد را بهترين امّتم پس از من ، مىكشد » . « 2 »
هامش
( 1 ) - سيرة الأئمّة الاثنى عشر ، ص 491 .
( 2 ) - همان مأخذ ، ص 492 .