تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگانى كريم اهل بيت حضرت حسن بن علي (ع) (فارسى) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
دست بيعت دادند . حال آنكه خود از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيده بودند كه به پدرم مىفرمود : « تو نسبت به من همچون هارونى نسبت به موسى ، جز آنكه پيامبر نيستى » . اينان خود ديده بودند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله پدرم را در روز غدير خم منصوب كرد و بديشان فرمود كه شاهدان ، غايبان را از اين موضوع آگاه سازند . رسول خدا صلى الله عليه و آله از قوم خويش گريخت در حالى كه آنان را به خداى تعالى مىخواند تا آنكه در غارى وارد شد و اگر ياورانى مىيافت هرگز نمىگريخت و هنگامى كه آنانرا دعوت كرد ، پدرم دستش را در دست پيامبر نهاد و به فرياد او رسيد به هنگامى كه فرياد رسى نداشت . پس خداوند هارون را در گشايشى ، قرار داد در زمانى كه او را ناتوان گرفتند و نزديك بود بكشندش و خداوند پيامبر صلى الله عليه و آله را در گشايشى قرار داد . هنگامى كه وى به غار قدم نهاد و يارانى نيافت و پدرم و من نيز در گشايشى از خداى هستيم به هنگامى كه اين امّت ما را تنها و بى ياور گذارد و با تو بيعت كرد . اى معاويه : آنچه گفتم تماماً نمونه‌ها و سنّت‌ها بود كه يكى از پس ديگرى روى مىدهد . اى مردم ! به راستى كه اگر شما بين مشرق و مغرب جهان را بكاويد كه مردى را بيابيد كه زادهء پيامبرى باشد ، به جز من و برادرم كس ديگرى را نمىيابيد و من با اين ( معاويه ) بيعت كردم و اگر چه مىدانم كه اين آزمونى است براى شما و متاعى است تا روزگارى چند » . « 1 » ب - يك بار ديگر معاويه بر فراز منبر رفت و به اميرمؤمنان عليه السلام
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 44 ، ص 62 - 64 .