تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگانى كريم اهل بيت حضرت حسن بن علي (ع) (فارسى) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
اينك معاويه پنداشته است كه من او را شايستهء خلافت دانسته و خود را سزاوار آن ندانسته‌ام . او دروغ مىگويد . ما در كتاب خدا و بر زبان پيامبرش نسبت به مردمان اولى هستيم . اهل بيت همواره و از زمانى كه خداوند ، پيامبرش را به سوى خود برد ، زير ستم بوده‌اند . پس خداوند ميان ما و كسانى كه حقّ ما را به ستم گرفته و بر گردن ما بالا رفته‌اند و مردم را بر ضدّ ما شورانده و سهم ما را از « فىء » « 1 » بازداشته و مادر ما را از حقّى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله براى او قرار داده بود ، محروم كرده‌اند ، داورى فرمايد . به خدا سوگند ياد مىكنم كه اگر مردم به هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله آنان را ترك گفت با پدرم بيعت مىكردند ، همانا آسمان باران رحمتش را بر آنان فرو مىباريد و زمين بركتش را از آنان دريغ نمىداشت . و تو اى معاويه ! در اين خلافت طمع نمىكردى . چون اين خلافت از جايگاه اصلى خود برون آمد ، قريش بر سر آن جدال كردند و آزادشدگان ( طلقاء ) و فرزندان آنان ، يعنى تو و يارانت ، در آن طمع كرديد . در حالى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : كار هيچ امّتى تباه نشد مگر آنكه مردى در ميان آنان به حكومت رسيد كه عالمتر از او نيز يافت مىشد ، امّا وى آن امّت را به درجات پست‌تر سوق مىدهد تا بدانجايى رسند كه از آن گريخته بودند . بنى اسرائيل با آنكه مىدانستند هارون جانشين موسى است ، امّا او را رها كردند و پيرو سامرى شدند . اين امّت نيز پدر مرا وانهادند و با ديگرى
هامش
( 1 ) - به سرزمينهايى كه بدون جنگ جزو قلمروى اسلام قرار گرفت « فىء » گفته مىشود .