ديدگان من برفت . از اين پس چه كسى به فرياد بيچارگان و شوى مردگان خواهد رسيد ؟ و امّت تا روز قيامت دست به دامان چه كسى خواهند زد ؟ اى پدر ! پس از تو ما از مستضعفان شديم و مردم از ما روى گردان شدند . حال آن كه ما به وجود تو درميان مردم بزرگ بوديم نه مستضعف .
پس كدامين اشك است كه از فراق تو از ديدگان روان نشود ؟ و كدامين اندوه است كه پس از تو پيوسته و هميشه نباشد ؟ و كدامين چشم پس از تو به هنگام خواب سُرمه كشيده مىشود ؟ تو بهار دين و نور پيامبران بودى .
پس چگونه است كه كوهها از فراق تو به جنبش در نمىآيند و درياها نمىخشكند و زمين به لرزه نمىافتد ؟ !
پدر ! من به پيشامدهاى ناگوار مبتلا شدم . اين مصيبت اندك و آسان نبود . اينك مصيبتى بزرگ وحادثهاى ترسناك مرا درخود فروگرفته است .
فرشتگان بر تو گريستند و چرخ از گردش باز ايستاد ، منبرت پس از تو غريب و تنهاست و محرابت از دعا و مناجات تو ، تهى است و قبرت به آغوش گرفتنتو خرسند و شاد است و بهشت بهتو و بهدعا ونمازت مشتاق !
اى پدر ! پس از تو چقدر ظلمت مجالست بزرگ شده است دريغا بر تو تا گاهى كه من شتابان به سوى تو آيم . ابوالحسن مؤمن ، پدر دو فرزندت حسن و حسين و برادر و دوستت ، و ياور تو و كسى كه او را به كودكى پروردى و در بزرگى او را به برادرى گرفتى و شيرينترين دوستان و يارانت كسى كه از ديگران در اسلام و هجرت و يارى دادن به تو پيشقدمتر بود ، او نيز در ماتم تو به سوگ نشسته است . داغ فراق تو همهء ما را در خود فرو گرفت و گريه ، كشندهء ما شد و اندوه و سوگوارى با ما
هدايتگران راه نور ، زندگاني صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا (س) ( فارسى) — صفحة 81
مساهمون: شريعت
ص٨١