تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگاني صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا (س) ( فارسى) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
عمر بن خطاب با شنيدن سخنان اعرابى از جاى جست و به سويش حمله كرد تا او را بكشد ، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : اى اباحفص ، بنشين كه بردبارى به درجهء پيامبرى نزديك است . سپس رسول خدا به اعرابى توجّه كرد و فرمود : اى برادر بنى سليم ! آيا عرب چنين رفتار مىكند ؟ ! آيا آنان در مجالس ما ، بر ما هجوم مىآورند و با ما اين گونه به درشتى سخن مىرانند ؟ ! اى اعرابى سوگند به كسى كه مرا به حقّ ، به پيامبرى برانگيخت ، هركس در اين دنيا به من گزندى رساند ، فرداى قيامت در آتش قيامت مىسوزد . اى اعرابى سوگند به كسى كه مرا به پيامبرى برانگيخت ، ساكنان هفت آسمان مرا احمد راستگو مىخوانند ، اى اعرابى اسلام آر تا از آتش دوزخ به سلامت برهى و در آنچه براى ماست شريك شوى و در اسلام برادر ما باشى . ابن عبّاس گويد : اعرابى خشمگين شد و گفت : سوگند به لات و عزّى من به تو نمىگروم ، مگر آن كه اين سوسمار به تو بگرود و آنگاه سوسمار را از آستين خود بيرون انداخت ، سوسمار پا به فرار گذاشت . رسول خدا سوسمار را مخاطب قرار داد و گفت : اى سوسمار به سوى من آى . سوسمار به پيامبر صلى الله عليه و آله روى كرد و حضرت فرمود : اى سوسمار من كيستم ؟ سوسمار با بيانى رسا و بدون هيچ لكنتى به سخن آمد و گفت : تو محمّد بن عبداللَّه بن عبدالمطلّب بن هاشم بن عبدمناف هستى . پيامبر فرمود : چه كسى را مىپرستى ؟ سوسمار گفت : خداوند بزرگ را كه دانه را شكافت و مخلوقات را بيافريد ، و ابراهيم را دوست گرفت و تو را حبيب خود
هدايتگران راه نور ، زندگاني صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا (س) ( فارسى) — صفحة 65 | شريعت / السيد محمد تقي المدرسي