حنفي ها كه قائل شده اند به اينكه اقرار " انشاء " است . وبعض ديگر گفته اند كه اقرار
دو حيثيت دارد يك حيثيت اخبارى وديگرى حيثيت انشائى ( 1 ) . مؤلف كتاب
الوسيط نيز مىگويد : اقرار از نظر مضمون ومحتوى يك عمل مادي است مثل
شهادت وسوگند وساير اعمال ارادى انسان واز جهتي ديگر چون اقرار مستلزم آن
است كه شخص " مقر " خود را از مخاصمه كنار زده وطرف خود را از اقامه دليل
معاف بدارد كه اين عمل يك تصرف قانوني است وانشاء محسوب مىگردد . مثل
ابراء وعتق كه يك عمل ارادى است وقائم به يك طرف مىباشد ( 2 ) . ومقصود از
اخبار در تعريف تنها اخبار به لفظ صريح نيست . بلكه هر لفظي كه دلالت بر مدعى
نمايد بلكه حتى اگر به اشاره باشد . مادة 1260 قانون مدنى مىگويد : " اقرار واقع
مىشود به هر لفظي كه دلالت بر آن نمايد " چرا كه گاه مىشود شخص مقر در مقام
جواب مىباشد وتنها با يك كلمه " بله " يا " آرى " از أو ، اقرار محسوب مىشود .
ومادة 1261 قانون مدنى نيز مىگويد : " اشاره شخص لآل كه صريحا حاكى از اقرار
باشد صحيح است " از قيد " لآل " معلوم مىشود كه اشاره در صورتي اقرار محسوب
مىگردد كه شخص " مقر " عاجز از كلام صريح باشد واگر شخص قادر به تكلم باشد
نمىتوان اشاره أو را اقرار تلقى نمود .
اما چنين تقييدى وجهي ندارد چرا كه انسان قادر به تكلم چنانچه با سر تكان
دادن ، مطلبي را اثبات نمود ولفظي به كار نبرد ، عرف چنين اشاره اى را اقرار تلقى
مىنمايد . پس اشاره شخص " مقر " در دلالت بر اقرار مقيد به عجز از تكلم نيست .
هامش
( 1 ) الموسوعة الفقهية : 6 ، مادة اقرار .
( 2 ) الوسيط 2 : 484 .