با أوضاع وأحوال محقق ومعلوم مسأله موافقت نداشته باشد ، دادگاه متابعت آن
عقيدة را نمىنمايد " ومفهوم آن چنين است كه اگر قاضى دادگاه احتمال بدهد
عقيدة كارشناس با أوضاع وأحوال مطابقت دارد پس لازم است كه از آن عقيدة
تبعيت نمايد .
مبحث سوم : كيفيت دليل بودن نظر كارشناس . مقدمة بايد گفت كه حجت
ودليل بر دو قسم است : أول : أموري كه حجيت آن ذاتي است وبا قطع نظر از باب
قضا وفصل خصومت ، خود اعتبار ذاتي دارد . مثل بينه وشهادت كه اعتبار أو
مخصوص به باب قضا نيست . دوم : أموري كه حجيت واعتبار آن تنها در باب قضا
است مثل قسم وقرعه كه حجيت واعتبارشان اختصاص به باب قضا دارد وتنها
براي فصل خصومت وضع شده اند . در مورد بحث بايد بگوئيم كه نظر كارشناس
وأهل خبره حجيتش از قسم أول وذاتي است . ودليل اعتبار آن - يعنى رويه عقلا بر
رجوع جاهل به عالم - اقتضا مىكند كه حجيتش از باب كاشفيت باشد نه براي فصل
خصومت .
مطلب دوم : قرعه .
" قرعه " نيز از نظر قانون مدنى وهمچنين قانون آيين دادرسى دليل شناخته نشده
است ولى فقه اسلامى در موارد مشكل آن را بعنوان دليل به معناى فصل خصومت
شناخته است . در اين زمينه بايد در دو قسمت بحث شود .
نخست : در حدود حجيت قرعه واين كه قرعه در تمام موارد مشكل ومجهول
جارى مىشود يا خير ؟
ادلهء اثبات دعوى ( فارسي ) — صفحة 145
مساهمون: علي اكبر محمودي دشتي
ص١٤٥