( 1 ) بحثى پيرامون : تفسير إمام عسكرى عليه السّلام
تفسير إمام عسكرى عليه السّلام ، شامل تفسير فاتحة الكتاب و بخشى از سورهء بقره است ، كه إمام عليه السّلام ، إملاء كرده و شيخ أبو جعفر محمّد بن علىّ بن بابويه قمى - ساكن رى - آن را از طريق ( روائى ) خودش ، روايت كرده ، و چندين بار ، بچاپ رسيده است . چاپ أوّل ؛ در تهران ، سال 1268 هجرى قمرى ، و چاپ دوّم ؛ در سال 1313 قمرى ، و چاپ سوّم ؛ در حاشيهء تفسير قمى در سال 1315 .
گرچه در شناخت روايات ، عوامل گوناگون دخالت دارد ، امّا ؛ آنها را ميتوان در دو عامل زير - كه ؛ أساس معرفة الحديث است - خلاصه نمود :
1 - سند روايت .
2 - دلالت متن آن .
كسانى كه ؛ تاروپود وجودشان با معارف و شناخت روايات ، عجين شده ! و شامّهء حديث ، پيدا كرده ! و مدال « منّا أهل البيت » دريافت كردهاند ، در سند حديث و بررسى آن ، چندان مشكلات و گرفتارى ندارند ! و صحّت و سقم بيشتر آنها ، مانند روز ، برايشان واضح است ! و دلالت حديث ، براى آنها ، كاملا روشنگر است .
گرچه ؛ متن تفسير إمام عليه السّلام در سورهء فاتحه ، از لحاظ دلالت آن ، كاملا بىإشكال است ، أمّا ؛ در صحّت صدور آن ، همهء پژوهشگران و بزرگان ، متفّق و هماهنگ نيستند ! گروهى ؛ بتحقيق سندش پرداخته و بر آن إعتماد كردهاند . و عدّهاى بىنظر ، و گروهى ؛ مردّد ! و أحيانا ! به نقد و ردّ آن پرداختهاند ! . از اين ميان ، دشمنان شيعه نيز ، براى « گلآلودكردن آب و ماهى گرفتن » فرصت را غنيمت شمرده ! دربارهء رجال سند آن ، مانند محمّد بن قاسم إسترآبادى ، يا دو فرزند - راوى - كه ؛ مستقيما از إمام عليه السّلام روايت كردهاند ( يعنى :
يوسف بن محمّد بن زياد ، و علىّ بن محمّد بن سيّار ) مسموماتى پخش كردهاند . شگفتا ! برخى از بزرگان ، نيز ، سهوا آن را تكرار نمودهاند ! كه از ساحت قدس آنان بسيار بعيد به نظر ميرسد ، امّا چه بايد كرد ؛ الجواد قد يكبو ! .
تحقيقات زير ، براى پژوهشگران منصف ، ميتواند راهنما - و چهبسا ! قانعكننده - باشد :
علّامه ! ميرزا حسين نورى ، در خاتمه المستدرك - صفحه 661 - مفصّلا در إعتبار اين تفسير ، سخن گفته ، و كسانى را كه بر آن إعتماد دارند ، بيان كرده است . گفتار او ، ملخّصا چنين است :
محمّد بن قاسم إسترآبادى ، از مشايخ شيخ صدوق ، در تفسير منسوب به إمام ، - أبو محمّد عسكرى - عليه السّلام است ، كه ؛ در أغلب كتب او ، مانند : من لا يحضره الفقيه ، و أمالى ، و علل الشّرايع ، و غيرآنها - كه نزد ما موجود است - زياد از آن ، نقل شده ! و بر آنچه در آن تفسير است ، إعتماد كرده است ، كما اينكه ؛ اين مطلب ، بر آنها كه ؛ بتأليفاتش مراجعه كنند ، پوشيده نيست . و در اين مطلب ، استوانههاى مذهب و سدنهء أخبار ، از او پيروى كردهاند . از جملهء آنها :
أبو منصور أحمد بن علىّ بن أبيطالب ، در إحتجاج .