استخوانهاى توخالى كه داراى مغز است در پاها بالاى بند زانو ( وسط كشالهء ران ) و در دستها بالاى بند دست ( ميان گوشت بازو ) قرار دارد .
« خمصان أخمصين » يعنى فرورفتگى كف پايش كاملا از زمين بالاتر بود و « أخمص » چيزى است كه بلندتر از زمين است از ميانهء داخلى كف پا و اگر كف پاى مرد هموار باشد أخمص نيست و به فردى كه چنين باشد « ارحّ » گفته مىشود . « رجل أرحّ » يعنى شخصى كه كف پايش اعوجاج و فرورفتگى نداشته باشد ،
« مسيح القدمين » زير و روى پايش گوشت زيادى نداشت ، و به همين جهت آب بر روى آن بند نمىشد ،
« زال قلعا » آن را به زمين مىنهاد ، « يخطو تكفّؤا » يعنى آنقدر گامها را بىشتاب برمىداشت كه گويا مىچميد و بزرگى نشان مىداد ، ولى او تكبّر و فخر فروشى نمىكرد ، « و يمشى هونا »
با آرامش و وقار راه مىرفت ، « ذريع المشية »
گامها را گشاد برمىداشت بدون اينكه نشانى از شتابزدگى و عجله در او باشد ، گويند :
« رجل ذريع في مشيه » و « امرأة ذراع » هر گاه در موقع چرخريسى دستهايش را زياد بگشايد .
« كأنّما ينحطَّ في صبب » « صبب » سرازيرى را گويند ، « دمثا » ( نرم
معاني الأخبار ( فارسي ) — صفحة 207
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٠٧