يا بأبي انت و فوك الاشنب
كأنّما ذر عليه الزّرنب
پدرم فداى تو و دهانت كه دندانهاى سفيد و تيز در آن است چنان مىماند كه زعفران بر آن افشانده شده باشد .
« دقيق المسربة » رشته موى باريكى است كه از سينه تا ناف كشيده شده ، حارث بن وعلهء جرمى گفته است :
الان لمّا ابيضّ مسربتى
و عضضت من نابى على جذم
اكنون كه موى سينه تا نافم سفيد گشته يعنى پير و فرتوت شدهام با ريشهء دندانم گاز گرفته ، قطع مىكنم .
« كان عنقه جيد دمية » « دمية » شكل و مجسمه است و جمعش « دمى » است . شاعر گويد :
او دمية صوّر محرابها
او درة سيقت الى تاجر
يا تمثالى است كه بر آن محراب او نقّاشى شده است يا گوهر گرانبهائى است كه به بازرگانيش برند . « جيد » گردن است .
« بادنا متماسكا » يعنى نقصى نداشت ، اعضاى اندامش كامل بود ، نه گوشت بدنش سست و لاغر بود و نه چاق .
« سواء البطن و الصّدر » يعنى شكمش كم گوشت و سينه اش فراخ ، از اين جهت سينه و شكمش