تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقعة الجمل (نبرد جمل) (فارسى) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
شاهد بر فضيلت آشكار على و سبقت ديرينه‌اش در اسلام است ياوران اوست همان كسانى كه خداى تعالى در قرآن مجيد از آنان و فضايلشان ياد كرده و مهاجرين و انصار را ستوده است و گروه‌هايى از ايشان پياده و سواره در كنار او هستند و با شمشيرهايشان مىجنگند و در دفاع از او خونشان را مىريزند و به نظر آنها فضيلت در پيروى از او و شقاوت در مخالفت با امر اوست . واى بر تو و باز هم واى بر تو ! چگونه خود را با على برابر مىكنى در حالى كه او برادر رسول خدا و پدر فرزندان او و شريكش در خير و شرّ امور است و تو دشمن رسول خدا و پسر دشمنش هستى ، پس از باطل خويش بهره گير چرا كه پسر عاص تو را به عمق گمراهيت مىكشاند گويا مهلت تو به پايان رسيده و مكر و حيله‌ات سست گشته است بدان كه با پروردگارت مكر كرده‌اى كه خودت را از مكر او در امان مىدانستى و از رحمت الهى دور شده‌اى و اينك خداوند در كمين توست ولى تو هنوز در غرور و عناد با او هستى و ما به يارى خدا و رسول و اهل بيت رسول اللّه از تو بى نيازيم .
وَ السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى
» . و اين اشعار را در پايان نامه‌اش نوشت :
معاوى ما امسى هوى يستقيدنى * اليك و لا اخفى الذى لا اعالن
و لا انا فى الاخرى اذا ما شهدتها * بنكس و لا هيابة فى المواطن
حللت عقال الحرب جبنا و انّما * يطيب المنايا خائنا و ابن خائن
فحسبك من احدى ثلاث رأيتها * بعينك او تلك التى لم تعاين
ركوبك بعد الا من حربا مشارفا * و قد ذميت اضلافها و السناسن
و قدحك بالكفين تورى ضريمة * من الجهل ادتها اليك الكهائن
و مسحك اقراب الشموس كانها * تبس باحدى الداحيات الحواضن
تنازع اسباب المروءة اهلها * و فى الصدر داء من جوى الغل كامن « 1 »
هامش
( 1 ) الاختصاص ، 121 .