تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقعة الجمل (نبرد جمل) (فارسى) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
كردند . آگاه باشيد كه آنها با ميل و رغبت و اختيار خودشان بيعت كردند سپس براى رفتن به عمره از من اجازه خواستند و من اجازه دارم . امّا آنقدر در گوش عايشه خواندند تا او را از خانه‌اش در آوردند و همانند كنيزكانى كه براى فروش مىبرند او را به دنبال خود بردند تا به بصره رسيدند . زنانشان را در خانه‌هاشان محبوس كردند ولى پرده نشين رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم را در ميان لشكر در برابر چشم‌هاى خودشان و ديگران ظاهر ساختند . پس از آن كارگزار من در بصره را زدند و اسيرش كردند و بر خزانه داران بيت المال مسلمين كه در دست من بود و بر مردم شهر كه همگى در طاعت و بيعت من بودند هجوم بردند و اتحادشان را گسستند و ميانشان تفرقه افكندند و جماعتشان را به تباهى كشيدند و بر شيعيان من يورش بردند [ تاختند ] و عده‌اى را كشتند و عده‌اى شمشيرهايشان را محكم گرفتند و نبرد كردند تا با ايمانى راستين به ديدار خدا شتافتند . اگر چنين گزندى فقط به يكى از مسلمانان بى گناه رسيده بود و در كشتن او تعمد داشتند كشتن تمام اين سپاه جايز بود زيرا در اين واقعه حضور داشتند اما با زبان يا دستشان از آن جلوگيرى نكردند و باز نداشته بودند چه رسد به اين كه آنها شمارى از مسلمانان را كشتند كه در شهر به ديدارشان آمده بودند . و عده‌اى از سبابجه را كه چهارصد نفر بودند كشتند و واليان شهر را به شدت كتك زدند . « 1 » خدايا ، آنها از من بريدند و بر من ستم كردند و بيعتم را شكستند و مردم را عليه من بر انگيختند . پس آن چه بهم بسته‌اند از هم بگشا و آن چه را محكم كرده‌اند تو سست گردان و به سبب اعمالشان سرنوشت بدى نصيبشان كن .
هامش
( 1 ) شيخ مفيد اين خطبه را به گونه‌اى ديگر ذكر كرده و مىگويد ( ارشاد 250 ) : فرمود : « . . . و براى فتنه انگيزى به عايشه روى آوردند و او را از خانه‌اش در آوردند تا اين كه به بصره بردند و آن جا سركشان و آشوبگران را فريفتند . با وجود اين كه خبر به عايشه رسيده بود كه اهل فضل و بزرگان دين در بصره ، كناره گرفته‌اند و از آن چه طلحه و زبير كرده‌اند ناخشنودند » .
وقعة الجمل (نبرد جمل) (فارسى) — صفحة 102 | شانه چى / ضامن بن شدقم الحسيني المدني