كه از نماز غفلت مىكنند و غفلتشان براى اين است كه به نماز اهميّت نمىدهند تا نمازشان فوت شده يا وقتش مىگذرد يا افعال نماز را سبك مىشمارند و آن گونه كه امر شدهاند نماز نمىگزارند يعنى اركان آن را ادا نكرده و به حدود و حقوق نماز اقدام نمىكنند و همچون كلاغ كه نوك بر زمين مىزند بدون خشوع نماز مىگزارند و از مكروهات مانند بازى كردن با مو ( ى سر و صورت ) و لباس و بسيار خميازه كشيدن و كشيدن سينه و شانه و توجه ( به اين سو و آن سو ) نمىپرهيزند .
نمازگزارانى كه عادت كردهاند در اعمالشان سمعه و ريا كنند و تنها قصدشان اخلاص و نزديكى به خدا نيست و حقوقى را كه خدا در اموالشان دارد نمىپردازند .
الَّذِينَ هُمْ يُراؤُنَ
؛ يعنى اينها كه رياكارند سزاوارترند كه نسبت به نماز اهميّت ندهند نمازى كه ستون دين و جدا كنندهء ميان ايمان و كفر است و آن را با ريا كه شعبهاى از شرك است در مىآميزند .
وَ يَمْنَعُونَ الْماعُونَ
؛ و زكات را كه پل ( ارتباطى ) اسلام است نمىپردازند و اين صفاتشان نشانهء اين است كه آنها دين را تكذيب مىكنند و با يقين فاصله دارند .
انس گفته است : سپاس خداى را كه « فى صلوتهم » نفرموده است .
« مراءاة » مفاعله از ارائه است چون رياكار عمل خود را به مردم نشان مىدهد و آنها ستايش و شگفتى به عملش را به او نشان مىدهند ، ولى انسان با اظهار كردن عمل صالح در صورتى كه واجب باشد رياكار نيست چون حق واجبات است كه آنها را آشكار سازند و معرّفى كنند به اين دليل كه معصوم عليه السّلام فرموده : واجبات را نبايد پنهان داشت زيرا آنها شعائر دين و نشانههاى اسلام است و فرمود عليه السّلام : هر كس نمازهاى پنجگانه را به جماعت بخواند هر خيرى را به او گمان ببريد و آن حضرت عليه السّلام به اقوامى كه به جماعت حاضر نمىشدند فرمود : بايد در مسجد حاضر شويد يا خانههايتان را به آتش مىكشم و تارك واجبات استحقاق نكوهش دارد پس واجب است كه آدمى با اظهار واجبات از خود رفع تهمت كند و اگر عمل مستحبّ