ترجمه :
به نام خداوند بخشندهء مهربان .
واى بر هر عيبجوى مسخره كنندهاى ! ( 1 )
همان كس كه مال را جمعآورى و شماره كرده ( بى آن كه حساب مشروع و نامشروع كند ) . ( 2 )
گمان مىكند كه اموالش سبب جاودانگى اوست ! ( 3 )
چنين نيست كه او مىپندارد ، به زودى در حطمه ( آتشى خرد كنند ) پرتاب مىشود . ( 4 )
و تو چه مىدانى حطمه چيست ؟ ( 5 )
آتش بر افروختهء الهى است ( 6 )
آتشى كه بر دلها غلبه مىيابد ( 7 )
اين آتش از هر سو در ميانشان گرفته ( 8 )
شعلههاى كشيده و بر افراشته ( 9 )
تفسير :
وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ
؛ ( همز ) به معناى شكستن است ، به مردى اعرابى گفتند :
أ تهمز الفارة ، آيا موش را درهم مىشكنى ؟ پس گفت : گربه موش را درهم مىشكند .
« لمز » طعنه زدن است بنا بر اين « همزه » كسى است كه آبروى مردم را با غيبت كردن از آنها و گزيدنشان ، درهم مىشكند و « لمزه » كسى است كه به مردم طعنه مىزند ، و بناى « فعله » دلالت بر عادت دارد يعنى به آن كار معتاد شده است . زياد اعجمى گويد :
تدلى بودّى اذا لاقيتنى كذبا * و ان تغيّبت كنت الهامز اللّمزه « 1 »
اين آيه تهديدى از خداوند براى هر غيبت كنندهء عيبجويى است كه سخن چين است و ميان دوستان جدايى مىاندازد .
از حسن [ بصرى ] نقل شده كه « همزه » كسى است كه در حضور شخص عيبجويى مىكند و لمزه كسى است كه در حال غايب بودن شخص غيبت مىكند .
هامش
( 1 ) - هر گاه مرا مىبينى به دروغ نسبت به من اظهار دوستى مىكنى و اگر غايب شوم پشت سر من به بدگويى و غيبت مىپردازى .