تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 702

مساهمون:

ص٧٠٢

ترجمه :

به نام خداوند بخشندهء مهربان . واى بر هر عيبجوى مسخره كننده‌اى ! ( 1 ) همان كس كه مال را جمع‌آورى و شماره كرده ( بى آن كه حساب مشروع و نامشروع كند ) . ( 2 ) گمان مىكند كه اموالش سبب جاودانگى اوست ! ( 3 ) چنين نيست كه او مىپندارد ، به زودى در حطمه ( آتشى خرد كنند ) پرتاب مىشود . ( 4 ) و تو چه مىدانى حطمه چيست ؟ ( 5 ) آتش بر افروختهء الهى است ( 6 ) آتشى كه بر دلها غلبه مىيابد ( 7 ) اين آتش از هر سو در ميانشان گرفته ( 8 ) شعله‌هاى كشيده و بر افراشته ( 9 )

تفسير :

وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ
؛ ( همز ) به معناى شكستن است ، به مردى اعرابى گفتند : أ تهمز الفارة ، آيا موش را درهم مىشكنى ؟ پس گفت : گربه موش را درهم مىشكند . « لمز » طعنه زدن است بنا بر اين « همزه » كسى است كه آبروى مردم را با غيبت كردن از آنها و گزيدنشان ، درهم مىشكند و « لمزه » كسى است كه به مردم طعنه مىزند ، و بناى « فعله » دلالت بر عادت دارد يعنى به آن كار معتاد شده است . زياد اعجمى گويد :
تدلى بودّى اذا لاقيتنى كذبا * و ان تغيّبت كنت الهامز اللّمزه « 1 »
اين آيه تهديدى از خداوند براى هر غيبت كنندهء عيبجويى است كه سخن چين است و ميان دوستان جدايى مىاندازد . از حسن [ بصرى ] نقل شده كه « همزه » كسى است كه در حضور شخص عيبجويى مىكند و لمزه كسى است كه در حال غايب بودن شخص غيبت مىكند .
هامش
( 1 ) - هر گاه مرا مىبينى به دروغ نسبت به من اظهار دوستى مىكنى و اگر غايب شوم پشت سر من به بدگويى و غيبت مىپردازى .