تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
إِنَّ عَذابَ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمُونٍ
؛ را معترضه آورده يعنى براى هيچ كس اگر چه در طاعت و عبادت جدّيت كامل كرده باشد شايسته نيست كه از عذاب خدا ايمن شود بلكه سزاوار آن است كه ميان حالت بيم و اميد باشد .
وَ الَّذِينَ هُمْ بِشَهاداتِهِمْ قائِمُونَ
؛ « بشهادتهم » نيز قرائت شده و شهادت از جملهء امانتهاست و ذكر اختصاصى شهادت به خاطر برترى آن است زيرا زنده شدن حقوق در برپا داشتن و تصحيح شهادت است و در پنهان ساختن شهادت هدر دادن و باطل كردن حقوق است .
فَما لِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ
؛ اى محمّد ! چه چيز كافران را بر آن داشت كه ( با تمسخر ) نزد تو آيند و تو را محاصره كرده و به سويت بشابند در حالى كه گردنهايشان را به سوى تو كشيده‌اند .
عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِينَ
؛ و از چپ و راست به سويت گردن مىكشند « عزين » جمع عزه و اصل آن عزوه است و هر گروهى خود را به غير كسى منسوب مىكرد كه به آن ديگرى نسبت مىداد آنان پيامبر را محاصره مىكردند و به سخنانش گوش مىدادند و مسخره مىكردند و مىگفتند :
أَ يَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ
؛ اگر آن طور كه محمّد صلّى اللَّه عليه و آله مىگويد اينان وارد بهشت شوند ما پيش از آنها داخل بهشت مىشويم .
كَلَّا إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِمَّا يَعْلَمُونَ
؛ « كلّا » به معناى منع آنان از طمع دخول به بهشت است آن گاه علّت آن را با اين سخن بيان كرده
« إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِمَّا يَعْلَمُونَ
- تا آخر سوره » و اين سخنى است كه دلالت دارد آنان منكر قيامتند و گويى خداوند فرموده است آنان منكر قيامت و جزايند پس از كجا به دخول در بهشت طمع دارند به اين جهت كه خداوند سبحان در برابر آنها به آفرينش نخستين استدلال فرموده كه آنها را از چيزى آفريده كه مىدانند يعنى از نطفه‌ها و مىتواند نابودشان سازد و بجاى آنان مردم بهترى بياورد .