فراهم ساختيم . ( 5 )
و براى كسانى كه به پروردگارشان كافر شدند عذاب جهنم است و بد جايگاهى است . ( 6 )
هنگامى كه در آن افكنده مىشوند صداى وحشتناكى از آن مىشنوند و اين در حالى است كه پيوسته مىجوشد . ( 7 )
نزديك است از شدّت غضب پاره پاره شود ، هر زمان گروهى در آن افكنده مىشوند ، نگهبانان دوزخ از آنها سؤال مىكنند : مگر انذار كنندهء الهى به سراغ شما نيامد ! ( 8 )
مىگويند : آرى ، انذار كننده به سراغ ما آمد ، ولى ما او را تكذيب كرديم و گفتيم خداوند هرگز چيزى نازل نكرده ، و شما در گمراهى بزرگى هستيد ! ( 9 )
و مىگويند : اگر ما گوش شنوا داشتيم ، يا تعقّل مىكرديم ، جزء دوزخيان نبوديم . ( 10 )
اينجاست كه به گناه خود اعتراف مىكنند ، دور باشند دوزخيان از رحمت خدا ! ( 11 )
تفسير :
تَبارَكَ الَّذِي
؛ ( خدا ) بزرگتر و والاتر از آن است كه داراى صفات آفريدگان باشد او وجودى است كه وجود تمامى اشيا به اوست و تمام بركتها از او .
بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
؛ حكومت بر هر موجودى در قبضهء قدرت اوست و او بر هر چيزى كه يافت نشده و از امورى است كه [ بر اساس حكمت ] داخل در تحت قدرت است ، تواناست . آوردن ( يد ، دست ) مجاز از تسلّط و احاطهء بر حكومت است .
الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ
؛ « موت » را بر « حيات » مقدّم داشته چرا كه مرگ به قهر و غلبه نزديكتر است ولى حيات آن است كه موجب زنده بودن چيزى مىشود .
و موجود زنده موجودى است كه مىتواند بداند و اظهار قدرت كند حال آن كه مرگ عدم توانايى بر علم و قدرت است .
و منظور از آفرينش مرگ و زندگى به وجود آوردن چيزى است كه ايجاد و نابودى چيزى را تصحيح مىكند يعنى اى صاحبان تكليف ، خداست كه مرگ و