در دنيا و مهيّا ساختن عذاب برايشان در آخرت باشد ، و اين كه « عتت » و معطوف آن ، صفت براى قريه و اعدّ اللَّه جواب براى « كأيّن » باشد .
رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ
؛ منظور از رسول جبرئيل عليه السّلام است و بدل از « ذكرا » در آيه قبل آورده شده زيرا متّصف به تلاوت آيات خدا شده و نازل كردن جبرئيل به معناى نازل كردن ذكر و قرآن است از اين رو صحيح است كه جبرئيل بدل از « ذكر » واقع شود يا مقصود از « ذكر » شرف باشد چنان كه در آيهء :
وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ
؛ « و اين مايهء يادآورى تو و قوم توست » ( زخرف / 44 ) . به معناى شرف آمده از اين رو بدل از ذكر آورده شده است و گويى « ذكر و قرآن » به ذات خود شرف است يا از آن نظر كه موجب شرافت كسى است كه قرآن بر او نازل شده و يا براى اين كه در پيشگاه خدا داراى شرافت و عظمت است ، يا از « ذكر » صاحب ذكر قصد شده يعنى سلطانى كه در ميان امّتها صاحب نام است ، يا اين آيه :
أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً
؛ « خداوند چيزى را كه مايهء تذكر شماست بر شما نازل كرده است » ( طلاق / 10 ) بر « ارسل » دلالت مىكند و گويى گفته شده ؛ ارسل رسولا ، يا « ذكر » كه مصدر است عمل كرده و رسول را مفعول گرفته است يعنى : أنزل اللَّه ان ذكر رسولا يا ذكره رسولا . بنا بر اين مىتواند مقصود از « رسولا » محمّد صلّى اللَّه عليه و آله باشد .
لِيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا
؛ در معناى اين جمله دو وجه است :
1 - تا آنهايى را كه پس از فرستادن قرآن ايمان آوردند [ از تاريكيها ] بيرون بياورد ، چرا كه آنها در هنگام انزال قرآن مؤمن نبودند و پس از انزال قرآن و تبليغ ( پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله ) ايمان آورده و رستگار شدند .
2 - تا كسانى را كه مىداند ايمان مىآورند ( از تاريكيها ) بيرون بياورد .
يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ
؛ « يدخله » با ( ياء ) و با ( نون ) قرائت شده است .
قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقاً
؛ در اين جمله معناى تعجّب و تعظيم است تعجّب در برابر