تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
اين مرد يا ساحر است يا ديوانه ! ( 39 ) ما او و لشكريانش را گرفتيم و در دريا پرتاب كرديم ، در حالى كه در خور سرزنش بود . ( 40 )

تفسير

چون ابراهيم دانست كه آنان فرستادگان خدايند گفت :
قالَ فَما خَطْبُكُمْ
؛ يعنى كار شما چيست و چه مىخواهيد .
« لِلْمُسْرِفِينَ »
خدا آن قوم را اسرافكار ناميد چنان كه آنها را متجاوز خواند چرا كه در گناهان اسراف و زياده روى كردند و گناه را از حدّ گذراندند .
فَأَخْرَجْنا مَنْ كانَ فِيها
؛ يعنى هر كس در شهرهاى قوم لوط بود بيرون رانديم و از شهرها به سبب معلوم بودن آنها اسمى نبرده است و اين آيه دلالت دارد بر اين كه ايمان و اسلام در حقيقت يكى است و هر دو صفت ستوده‌اند ، ايمان تصديق به چيزى است كه خدا تصديق كردن آن را واجب فرموده و اسلام تسليم شدن در برابر چيزهايى است كه خدا انسانها را بدان ملزم ساخته است .
غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ
؛ منظور از « بيت » حضرت لوط و دخترانش است كه خدا آنها را به صفت ايمان و اسلام توصيف كرده است و به قولى ؛ لوط و خاندانش كه نجات يافتند سيزده نفر بودند .
وَ تَرَكْنا فِيها آيَةً
؛ يعنى علامتى در آن بر جاى نهاديم كه خائفان از خدا از آن عبرت مىگيرند نه كسانى كه دلهايشان را قساوت گرفته است .
وَ فِي مُوسى
؛ عطف است بر
« وَ فِي الْأَرْضِ آياتٌ
فَتَوَلَّى بِرُكْنِهِ
؛ يعنى فرعون روى گرداند چون متّكى به قدرت لشكريانش بود .
وَ قالَ : ساحِرٌ
، و گفت : موسى ساحر است ، در حالى كه فرعون بر اثر كفر مورد ملامت است .
« مُلِيمٌ »
حال براى ضمير « هو » است ، يعنى فرعون با كفر و انكار و سركشى كه دارد مورد ملامت و سرزنش است .