سوى خداوند نازل شده ايمان آوردهام و مأمورم در ميان شما عدالت كنم ، خداوند پروردگار ما و شماست ، نتيجهء اعمال ما از آن ماست و نتيجهء اعمال شما از آن شما ، خصومت شخصى در ميان ما نيست ، و خداوند ما و شما را در يك جا جمع مىكند ، و بازگشت همه به سوى اوست . ( 15 )
تفسير :
« فاطر » خبر دوم براى « ذلكم » يا خبر مبتداى محذوف است يعنى براى شما از جنس خودتان جفتهايى و براى چهارپايان نيز از جنس خودشان جفتهايى آفريد تا با اين تدبير بر شمار شما بيفزايد بدين گونه كه توالد و تناسل را در ميان ذكور و اناث انسانها و چهارپايان قرار داد . ضمير « يذرأكم » به انسانهايى مخاطب و چهارپايان بر مىگردد .
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
؛ مانند اين گفته عرب است مثلك لا يبخل ، و مقصود نفى بخل از ذات شخص به صورت كنايه است زيرا آنها هر گاه چيزى را از شخصى كه جانشين ديگرى است نفى كنند از خود آن شخص هم بيقين نفى كردهاند بنا بر اين معناى جمله ، نفى شبيه و نظير از ذات خداى سبحان است سپس ميان ليس كا اللَّه شىء و ليس كمثله شىء ، هيچ تفاوتى نيست جز همان فايده كنايه كه در دومى هست ( و در اولى نيست ) و گفته شده تكرار كلمه تشبيه ( ك ) براى تاكيد است چنان كه در گفته شاعر تكرار شده است : و صاليات ككما يؤثفين . « 1 »
هامش
( 1 ) - شعر از خطام مجاشعى است و مصراع اولش اين است : و غير ودّ جاذل او ودين ، شاعر در بيت قبل خانههايى را وصف مىكند كه ويران شده و اثرى جز خاكستر و تودههاى استخوان از آن باقى نمانده و در اين بيت مىگويد : چنان خانهها ويران شده كه فقط ميخهاى آن بر جاى مانده است و خوارى ذلت و زنانى كه بر اثر دود و آتش بسيار سياه شدهاند مانند سنگهاى سياهىاند كه براى روشن شدن آتش همواره با آتش هستند .