است كه آسمانها از بالاى زمينها شكافته مىشوند .
وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الْأَرْضِ
؛ از امام صادق عليه السلام روايت شده كه منظور از جمله اين است كه فرشتگان براى مومنان آمرزش مىخواهند .
اللَّهُ حَفِيظٌ
؛ خداوند اعمال آنان را برايشان حفظ خواهد كرد و تو مأمور حفظ اعمال آنان نيستى و از اين كه تو را تكذيب مىكنند دلتنگ و ناراحت مشو .
وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ
؛ ذلك ؛ اشاره به معناى آيه قبل است كه خدا اعمال آنها را حفظ مىكند و تو چنين مأموريتى ندارى و تنها بيم دهندهاى ، زيرا اين نكته در چند جاى قرآن ذكر شده است بنا بر اين ( كاف ) [ در اليك ] مفعول « اوحينا » و
« قُرْآناً عَرَبِيًّا »
حال براى مفعول است يعنى قرآن را در حالى كه عربى است بر تو وحى كرديم ، و مىتوان گفت « ذلك در كذلك » اشاره به مصدر « اوحينا » ست به اين معنى كه مانند آن وحى آشكار قرآن عربى را كه زبان توست به تو وحى كرديم .
لتنذر امّ القرى و من حوله ، تا اهل مكه و اطراف آن را انذار كنى
وَ تُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ
؛ در معناى
« يَوْمَ الْجَمْعِ »
چند قول است :
1 - منظور روز قيامت است كه خداوند در آن روز خلق اولين و آخرين را گرد مىآورد . « تنذر » اول در آيه به مفعول اول و « تنذر » دوم به مفعول دوم
« يَوْمَ الْجَمْعِ »
متعدى شده است چنان كه گفته مىشود : انذرته كذا و انذرته بكذا گفتهاند .
2 - خدا در آن روز روحها و بدنها را به هم ملحق مىسازد .
3 - خدا ميان هر شخص و عملش جمع مىكند .
لا رَيْبَ فِيهِ
؛ جمله معترضه است و محلى از اعراب ندارد .
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ
؛ اگر خدا مىخواست اعمال قدرت كند تمام آنها را مجبور مىكرد ايمان بياورند ولى مىخواست آنان را مكلف سازد و در كارشان مختار باشند تا مومنان داخل رحمت او شوند .