تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
مىشوند و شك و ترديدى در آن نيست بترسانى همان روز كه گروهى در بهشتند و گروهى در آتش ! ( 7 ) و اگر خدا مىخواست ، تمام آنها را امّت واحدى قرار مىداد ( و به اجبار هدايت مىكرد ولى هدايت اجبارى فايده‌اى ندارد ) اما خداوند هر كس را بخواهد در رحمتش وارد مىكند و براى ظالمان ولىّ و ياورى نيست . ( 8 ) آيا آنها غير خدا را ولىّ خود برگزيدند در حالى كه تنها خداوند ولىّ است ، و اوست كه مردگان را زنده مىكند ، و اوست كه بر هر چيزى تواناست . ( 9 ) در هر چيز اختلاف كنيد داورى آن با خداست ، اين است خداوند پروردگار من ، بر او توكّل كرده‌ام ، و به سوى او باز مىگردم . ( 10 )

تفسير :

كَذلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ
؛ يعنى خداوند اين گونه بر تو و پيامبران پيشين وحى مىكند به عبارت ديگر خداوند نظير محتواى اين سوره را در ديگر سوره‌ها بر تو و پيامبران پيشين وحى كرد .
وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ
؛ منظور از آيه يعنى وحى به پيامبران گذشته اين است كه خدا اين معانى را از آن نظر كه براى بندگانش فوايد دينى دارد در قرآن و تمام كتب آسمانى تكرار فرموده است جمله
« يُوحِي إِلَيْكَ »
به صورت مجهول نيز خوانده شد ، بنا بر اين ، رفع « اللَّه » به فعل مقدرى است كه « يوحى » بر آن دلالت دارد و گويى كسى پرسيده است وحى كننده كيست ؟ در پاسخش گفته شده « اللَّه » . تكاد السموات . . . من فوقهنّ ؛ « تكاد » با ( تاء ) و ( ياء ) قرائت شده « يتفطّرن » يتفطّرون نيز قرائت شده است و به دليل اين كه جمله پس از العلىّ العظيم معنايش اين است كه آسمانها از عظمت و بلندى مقام ذات حق شكافته مىشوند ، و گفته‌اند معناى
« يَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ »
اين است كه از ادعاى مشركان مبنى بر فرزند داشتن خدا زود است عرش و كرسى كه از بزرگترين نشانه‌هاى شكوه و عظمت خدايند شكافته شوند و گفته‌اند منظور اين