همانطور كه هست ، بىتغيير و تبديلى ، آن را مىآورم .
قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ
؛ آن كسى كه بر كتاب آگاهى داشت وزير سليمان و خواهر زادهاش « آصف بن برخيا » بود كه اسم اعظم را مىدانست و هر گاه با آن دعا مىكرد و چيزى را مىخواست انجام مىشد دعايى كه مىخواند اين بود : يا إلهنا و إله كل شىء إلها واحدا لا إله إلا أنت ؛ « اى پروردگار ما و پروردگار تمام چيزها كه يكتا هستى و خدايى جز تو نيست » . برخى گويند عبارت يا حىّ يا قيّوم است كه به زبان عبرى آهيّا شراهيّا مىشود . و برخى ديگر گويند كه يا ذا الجلال و الإكرام است .
بعضى از مفسّران گويند ؛ كسى كه علم كتاب را مىدانست فرشتهاى بود كه به اذن خداوند در اختيار سليمان قرار داشت ، برخى ديگر گويند كه او جبرئيل بود .
مقصود از كتاب يا لوح محفوظ است ، يا كتابهاى آسمانى است كه به پيامبران نازل مىشود و برخى گويند كه كتاب علم به وحى و شريعتها است .
كلمهء « آتى » در عبارت « أتاك » ممكن است كه فعل مضارع از مادهء آتى يأتى :
متكلّم وحده و يا اسم فاعل باشد .
واژهء طرف حركت دادن پلك چشم است هنگام ديدن و به جاى كلمهء نظر آورده شده است و چون شاعر در اين شعر :
و كنت إذا أرسلت طرفك رائدا * لقلبك يوما اتعبتك المناظر « 1 » .
توصيف كرده است ، در اين آيه نيز نگريستن به ردّ طرف و چشم بر هم زدن به گرداندن آن بيننده را به ارسال طرف توصيف شده است ، بنا بر اين معناى عبارت
« قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ »
اين است كه نظرت را به چيزى بيفكن و پيش از آن كه نگاهت را از آن برگردانى ، تخت بلقيس را جلوت خواهى ديد ( اين مفهوم را اصطلاحا « طرفة العين » مىگويند ) .
هامش
( 1 ) - هر گاه روزى نظرت را به عنوان پيشقراول قلبت به جلو بفرستى آن مناظر سبب اندوه تو مىشود .