تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠

تفسير :

مقصود از كلمهء « اعراب » عربهاى بيابان نشين است .
أَشَدُّ كُفْراً وَ نِفاقاً
؛ كفر و نفاق اينها از متمدنين بيشتر است ، زيرا سنگدل و خطا كارند ، و از حضور دانشمندان و شنيدن وحى و آيات الهى دورند ، و سزاوارترند كه حدود شرايع الهى و احكامى كه نازل مىشود ، ندانسته باشند « و اللَّه عليم » و خداوند به حال مردمان بيابان نشين و شهرنشين دانا و آگاه است و هر حكمى كه بر آنها كند مصلحت آن را مىداند . « مغرما » غرامت و خسران ، يعنى : چيزى انفاق نمىكنند مگر به خاطر ترس از مسلمانان ، و خودنمايى و ريا ، نه براى خداوند .
وَ يَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوائِرَ
؛ منتظر پيشامدهاى زمان و گرفتاريهاى روزگارند كه براى شما پيدا شود تا ديگر شما تسلّطى بر آنها نداشته باشيد و از صدقه دادن نجات پيدا كنند .
عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ
؛ اين جمله معترضه و نفرينى در حق اعراب است ؛ سوء به ضمّ سين هم قرائت شده كه مصدر و به معناى عذاب است ، ولى با فتحه ( صفت و مضاف اليه ) براى دائره است ، چنان كه گويند رجل سوء ، و نقيض آن رجل صدق است ، مثل قول شاعر :
و كنت كذئب السوء لما رأى دما * بصاحبه يوما احال على الدم « 1 »
وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
؛ خداوند گفته‌هاى آنها را مىشنود و به جاى حالشان آگاه است .
قُرُباتٍ
؛ اين كلمه ، مفعول دوم براى فعل يتخذ است : آنچه او انفاق مىكند سبب نزديك شدن وى به خداست .
هامش
( 1 ) - تو ، مانند گرگ بدى بودى كه اگر روزى رفيقش را خون آلود ببيند حمله به خون مىكند . شاعر ، رفيقش را مذمّت به بىوفايى و جفاكارى مىكند - م .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 10 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى