ج 3 ) داستان زن بصرى كه حضرت را سبّ كرد و حضرت اعتنا نكرد و دستور داد كه متعرض زنها نشوند هرچند امراى شما را دشنام دهند .
راجع به حلم حضرت نسبت به مرد خارجى كه گفت : قاتله الله كافراً ما افقهه ، رجوع شود به كلمات قصار ، شمارهء 420
على عليه السلام و مسئلهء قتل عثمان
مىدانيم كه على عليه السلام از طرف دشمنان به دو چيز متهم مىشد و دوستانش نيز به دو چيز ديگر احياناً اعتراض داشتند . دشمنان : قتل عثمان و قتلهء عثمان ، حكمين دوستان : تسويه در عطا و ديگر [ عدم ] غدر در سياست .
اما راجع به قتل عثمان ، مجموعاً در 14 مورد ( 1 ) در نهج البلاغه از اين مطلب ياد شده است :
1 . خطبهء 22 دربارهء اصحاب جمل :
* ( و انهم ليطلبون حقاً هم تركوه و دماً هم سفكوه ، فلئن كنت شريكهم فيه فان لهم لنصيبهم منه و لئن كانوا ولوه دونى فما التبعة الَّا عندهم و ان اعظم حجتهم لعلى انفسهم ، يرتضعون اماً قد فطمت و يحيون بدعة قد اميتت . يا خيبة الداعى ! من دعا و الام اجيب ؟ و انى لراض بحجة الله عليهم و علمه فيهم . ) *
2 . خطبهء 30 :
* ( لو امرت به لكنت قاتلًا او نهيت عنه لكنت ناصراً غير ان من نصره لايستطيع ان يقول خذله من انا خير منه و من خذله لايستطيع ان يقول نصره من هو خير منى و انا جامع لكم امره
هامش
( 1 ) رجوع شود به ورقه هاى نهج البلاغه - عثمان ) * . در آنجا گفتهايم كه 16 مورد است