بهر تحريض است بر اخلاص و جد
كاندر آن خدمت فزون شو مستعد
گر بگويند آنچه مىخواهى تو راد
كار كار توست بر حسب مراد
آنگه ار تنبل شوى جايز بود
كانچه خواهى و آنچه جويى آن شود
چون بگويند ايْشَ شاء الله كان
حكم حكم اوست مطلق جاودان
پس چرا صد مَرده اندر ورد او
برنگردى بندگانه گرد او
گر بگويند آنچه مىخواهد وزير
خواست آن اوست اندر داروگير
گرد او گردان شوى صد مَرده زود
تا بريزد بر سرت احسان و جود
يا گريزى از وزير و قصر او
اين نباشد جستجوى نصر او
باژگونه زين سخن كاهل شوى
منعكس ادراك و خاطراى غوى
امر امر آن فلان خواجه است هين
چيست ؟ يعنى با جز او كمتر نشين
گِرد خواجه گَرد چون امر آن اوست
كو كُشد دشمن رهاند جان دوست
نى چو حاكم اوست گِرد او مگرد
تا شوى نامه سياه و روى زرد
چونكه حاكم اوست او را گير و بس
غير او را نيست حكم و دسترس
همچنين تأويل قد جفّ القلم
بهر تحريض است بر شغل اهم
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 249
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٤٩