خبرى از آنها نيست ، معرفت اسماء و صفات است .
توحيد افعالى :
اما توحيد در خالقيت . در اينجا كار به عكس توحيد صفات است اشاعره طرفدار توحيد و معتزله مخالف توحيدند ولى عقيدهء شيعه در اينجا نيز با هر دو فرقه مخالف است . همان طورى كه در توحيد صفات شيعه طرفدار توحيد است اما نه به آن معنى كه معتزله قائلند ، در توحيد افعالى نيز شيعه طرفدار توحيد است ولى نه به آن معنى كه اشاعره قائلند .
از نظر اشاعره معنى * ( هل من خالق غير الله ) * و امثال اينها اين است كه هيچ چيزى در جهان از خود اثر و فعلى ندارد . آتش كه روى پنبه گذاشته مىشود با آب در ذات خود فرقى ندارد ولى خدا رسم و عادتش بر اين است كه وقتى كه آتش مثلًا روى پنبه گذاشته مىشود خودش مستقيماً بلادخالت آتش ايجاد احتراق كند . جهان و اسباب و مسببات از نظر اين دسته جز يك پردهء ظاهرى نيست ، رابطهء سببى و علَّى و معلولى ميان اشياء نيست .
ولى به عقيدهء معتزله خداوند فقط خالق ذوات اشياء است ، بلكه خالق اصل عالم در آغاز كار است و ديگر ارادهء او در كار عالم دخالت ندارد ، عيناً مانند بنّايى كه بنايى را مىسازد و مىرود .
ولى از نظر حكماى شيعه توحيد در افعال و خالقيت جاى انكار نيست و سخن معتزله كفر است . اما لازمهء توحيد افعالى اين نيست كه هيچ موجودى در موجود ديگر ذى اثر نباشد . توحيد در افعال به معنى اين است كه اشياء در عين اينكه فاعل اثر خود هستند و نسبت اثر آنها به آنها حقيقت است ، خدا فاعل آن اثر است و اين اسناد نيز حقيقت است . به عقيدهء اشاعره اسناد فعل به خدا حقيقت است و اسناد آن به غير خدا مجازى است و به عقيدهء معتزله اسناد هر فعلى به فاعل محسوس خود حقيقت است و به خدا مجازى است .
اين قاعده در افعال بشر نيز صادق است : الفعل فعل الله و هو فعلنا .
از نظر ما توحيد خالقيت به معنى اين است كه همه چيز به
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 176
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٧٦