قرآن كريم ملاك خلافت آدم را تعلَّم اسماء الهى ذكر كرده است : .
* ( و علَّم ادم الاسماء كلها ثم عرضهم على الملائكة فقال . . . ) * .
يكى از مباحث اسماء و صفات ، بحث الحاد در اسماء الله است كه :
* ( و ذروا الذين يلحدون فى اسمائه . . . ) * .
يكى ديگر بحث در توقيفيت و عدم توقيفيت اسماء و صفات است كه خطبه اى در نهج البلاغه در اين باب هست . رجوع شود به تفسير الميزان ، جلد . . . صفحه . . .
در توحيد صفات بايد گفت اشاعره رسماً منكر اين قسم توحيدند و به كثرت و مغايرت ذات و صفات قائلند . معتزله قائل به توحيد صفاتند اما توحيد صفاتى آنها به معنى انكار صفات و نيابت ذات از صفات است . به لسان اخبار اين نوع توحيد كه معتزله خود را اهل العدل و التوحيد مىخواندند ، تعطيل ناميده شده است همچنان كه واقعاً تعطيل است .
سخن معتزله در نيابت ، درست مثل اين است كه بگوييم شخصى سواد ندارد و قلم را روى كاغذ مىكشد ولى هميشه آنچه از زير دستش بيرون مىآيد معنىدار است .
تشبيه عقيدهء معتزله در صفات خدا به عقيدهء دكارت در باب روح جانداران :
چقدر شبيه است سخن معتزله در باب خدا به سخن دكارت و اتباعش در باب روح داشتن حيوانها كه مدعى بودند حيوان روح و ادراك ندارد ، ماشينهاى بىحس و بىدركى هستند كه اينطور ساخته شدهاند ، احساس لذت و درد در آنها نيست .
هذيان دانشمند :
اين گونه نظريات را بايد از نوع هذياناتى دانست كه معمولًا دانشمندان در بن بستهاى سخت اظهار مىدارند و ما گفتهايم مزخرف ترين سخنان را همواره دانشمندان گفتهاند نه عوام الناس .
عوام الناس نمىتوانند اينطور چرندهاى بزرگ بگويند .
يكى از ابواب عظيم معارف اسلامى كه در فلسفهء يونان اثر و
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 175
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٧٥