همهء ماست ؟ و يا هيچ كدام از اينها نيست ، بلكه شكر نعمتِ آگاهى و فهم و قدرت است و صرفاً وظيفه اى و مسئوليتى است ؟
مسئوليت
. فلسفهء مسئوليت :
اگزيستانسياليسم مسئوليت از مسائلى است كه در عصر جديد در فلسفهء اگزيستانسياليسم فراوان بر آن تكيه شده است به طورى كه آن فلسفه را از جنبهء اجتماعى بايد فلسفهء تعهد و مسئوليت ناميد ، همچنان كه از نظر فلسفى ( البته فلسفهء مخصوص انسان ) آن را فلسفهء اگزيستانسياليسم اصالت وجود يا اگزيستانسياليسم ناميدهاند .
جنبه هاى انسانى :
اين مكتب از دو نظر خود را مكتب اومانيستى مىتواند بخواند : يكى از نظر فلسفى و بينش تكوينى دربارهء انسان كه اصالت براى انسان قائل است در برابر عوامل جبرى ، و او را طراح و سازندهء خود مىداند به اين معنى كه خود به خود ماهيت مىبخشد و هرگونه جبر را منكر است و شخصيتى در حدود آفرينندگى خود ، خدايى خود ، به او مىدهد .
پس ، از اين نظر گرايشى فلسفى - انسانى دارد . و ديگر از نظر اجتماعى كه معتقد است هر انسانى همانطور كه مسئول خود است مسئول انسانهاى ديگر است ، و فرديت و رهايى و بىمسئوليتى دربارهء انسانهاى ديگر را منكر است و همهء انسانها را در حوزهء مسئوليت هر فرد انسان قرار مىدهد .
همانطور كه در كتاب اگزيستانسياليسم و اصالت بشر ، تأليف سارتر و ترجمهء مصطفى رحيمى ( ص 26 - 28 ) آمده است ، اصل اجتماعى مسئوليت اگزيستانسياليسم از اصل فلسفى اصالت وجودى آن استخراج شده است . مىگويد ( ص 26 ) :
اگر براستى وجود مقدم بر ماهيت است ، پس بشر مسئول وجود خويش است . . . هنگامى كه ما مىگوييم بشر مسئول وجود