مسئوليت ، سببيت هر فرد است براى ديگران به عبارت ديگر تأثير فرد است بر روى اجتماع ( عكس نظريهء اول كه تأثير اجتماع بود بر روى فرد مسئول ) آنچنان كه سارتر مىگويد و در ورقه هاى مسئوليت نقل كردهايم ؟
بر اين نظريه سه ايراد وارد است كه در ورقه هاى يادداشت دين و مسئوليت گفتهايم :
الف . سببيت و تأثير عينى غير از مسئوليت است كه يك احساس وجدانى به صورت تكليف است ، همچنان كه درك عليت تأثير محيط طبيعى بر روى انسانى مساوى با درك مسئوليت محيط طبيعى نيست .
ب . ثانياً قبول اين مطلب [ دشوار است ] كه هر فرد با انتخاب يك كار - ولو فرض كنيم كه حتى سكوتش يك انتخاب است - محدود مىشود شعاعش به آنجا كه انسان انتخاب خود را مؤثر بداند و اما آنجا كه در اثر گمنامى و انزوا و يا جهت ديگر ، عمل مثبت و منفى خود را بىاثر مىداند نه .
ج . از درخت تلخ ماترياليسم و كورى و كرى و پوچى و پوكى جهان چگونه مىتوان چنين ميوهء شيرين را چيد ؟
باقى مىماند اينكه ريشهء مسئوليت را صرفاً « شُكر » بدانيم يعنى انسان به حكم اينكه در خود نيرو و قوّت و قدرت مشاهده مىكند ، احساس شكر نعمت آگاهى و توانايى و دارايى و سلامت و هدايت ايجاب مىكند خدمت را . لهذا قرآن تعبير * ( « مما رزقناهم ينفقون » دارد كه شامل همهء نعمتها و روزيها مىشود . انسان شاكر خدا ، خود را مسئول بندگان خدا و مخلوقات خدا مىداند .
18 . مسئوليت اجتماعى غير از بهانه گيرى و مزاحمت است دربارهء بند كفش و دكمهء لباس و دوخت جامه كه اينها همه دخالت در منطقهء آزادى مردم است . مسئوليت اجتماعى از نوع خدمت است نه
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 74
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٧٤