را بگيرند . فلسفه هاى اينها هرگز نمىتواند چنين نتيجهء انسانى را بدهد و در اسلام خود مسئوليت با لفظ مسئوليت عنوان شده است :
* ( كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعيته . ) * 3 . در اسلام اولًا مسئوليت اجتماعى را كسانى مىتوانند انجام دهند كه مسئوليتهاى فردى را انجام داده باشند . آيهء آخر سورهء فتح مبيّن اين معنى است و همچنين آيهء سورهء توبه . مولى فرمود :
لايقيم امر الله سبحانه الَّا من لايصانع و لايضارع و لايتبع المطامع .
4 . مسئوليت اجتماعى از مسئوليت فردى و خانوادگى انسانىتر و شريفتر و عاليتر است ، چون آن دو مسئوليت از ناحيهء عواطف طبيعى حمايت مىشوند بر خلاف اين مسئوليت .
5 . يك تفاوت ديگر در اين است كه انجام مسئوليتهاى اجتماعى هم اجتماعى است .
6 . امر به معروف و نهى از منكر ، جهاد ، هر دو مربوط است به تعهدهاى اجتماعى .
7 . جملهء * ( « هيهات ان يغلبنى هواى و يقودنى جشعى الى تخير الاطعمة » مسئوليت در برابر گرسنگىهاست ، جملهء * ( « و ما اخذ الله على العلماء ان لايقاروا على كظة ظالم و لا سغب مظلوم » ناظر به مسئوليت در برابر ستمهاست ، جملهء * ( « ما وجب على الجاهل ان يتعلم الَّا وجب قبله على العالم ان يعلمه » ناظر به مسئوليت در برابر جهلها و بىخبريهاست .
8 . ريشهء اين مسئوليت چيست ؟ آيا اين است كه من در كار خودم منشأ انتخاب ديگران مىشوم ، آنچنان كه سارتر مىگويد ؟ و يا اين است كه فساد جامعه در من اثر دارد و ما و مردم جامعه مانند ساكنان يك كشتى هستيم كه خراب شدن كشتى موجب غرق شدن
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 76
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٧٦