شكل مسيحى كه شايد ملازم است با بىخانمانى توصيه نشده ، بلكه نهى شده است . رجوع شود به ورقه هاى سفر و فوايد سفر .
ح . در ديوان منسوب [ به اميرالمؤمنين ] است :
تغرب عن الاوطان فى طلب العُلى
و سافر ففى الاسفار خمس فوائد
تفرج همّ و اكتساب معيشة
و علم و آداب و صحبة ماجد
فان قيل فى الاسفار ذل و محنة
و قطع الفيافى و ارتكاب الشدائد
فموت الفتى خير له من قيامه
بدار هوان بين واش و حاسد
علما و ادبا و اندرزگويانى كه جهانديدهاند ( اگرچه به قول سعدى : جهانديده بسيار گويد دروغ ) فكرى وسيعتر و بازتر داشتهاند نسبت به ديگران . مسلماً سياحت سى سالهء سعدى و بيست و پنج سالهء شيخ بهايى و سفرهاى متعدد شهيد ثانى تأثير زيادى داشته در وسعت افق فكر آنها . سعدى مىگويد : در اقصاى عالم بگشتم بسى . . . سعدى گاهى از جامع بعلبك ، گاهى از كاشغر ، گاهى از حجاز ، گاهى از روم سخن مىگويد .
ولى حافظ با همهء ارادتى كه به او داريم و عمقى كه در غزل عرفانى او هست ، جهانديده نيست و تاب اين كار را هم نداشته است .
با آب ركن آباد و گلگشت مصلَّى علاقهء خاصى داشته است . در غزل معروف « اگر آن ترك شيرازى به دست آرد دل ما را . . . » مىگويد :
بده ساقى مىباقى كه در جنت نخواهى يافت
كنار آب ركن آباد و گلگشت مصلَّى را
و در غزلى ديگر كه مىگويد : خوشا شيراز و وصف بىمثالش . . .
مىگويد :
اگرچه زنده رود آب حيات است
ولى شيراز ما از اصفهان به